فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بترسیم از دل سوزوندن بسیار مهم و شنیدنی
🎥 استاد دانشمند
هوای دل مهدی فاطمه رو داشته باشیم
#یا_ابا_صالح_المهدی_ادرکنی ⚘
#اللھمعجلݪوݪیڪاݪفࢪج
https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
🔵#آخرالزمان_یک
💠آخرالزمان؛واپسین دورانِ جهان!
🔹آخرالزمان کلمه ای عربی، به معنای دوره پايانی جهان است که در همه اديان الهی به آن اشاره شده است.
جريان مهدويت و آخرالزمان، دو موضوع به هم وابسته هستند. بنابراين در ابتدا بايد معانیِ آخرالزمان در روايات را بررسی کنيم:
🔻معنای عام:
در اين معنا، آخرالزمان از بعثت پيامبر خاتم و پا به عرصهی وجود گذاشتنِ کامل ترين دين آغاز می شود و ما امّت آخرالزمان به معنای عام هستيم.
🔻معنای خاص:
در اين معنا، آخرالزمان از شهادت امام حسن عسکرى علیه السلام همراه با آغاز امامت امام زمان آغاز مى شود.
تمام کسانی که بعد از شهادت امام يازدهم به دنيا آمده اند، مردم آخرالزمان به معناى خاص هستند. بر اساس روايات، به تمام مردم آخرالزمان به معناى خاص، اجازه داده شده است که با کسب آمادگى، ظهور را رقم بزنند.
🔻معناى خاص الخاص:
در اين معنا، آخرالزمان دوره ايست که شرايط و علائم ظهور بسيار پررنگ مى شود و مردم مى توانند با زمينه سازی براى ظهور، اين امر را رقم بزنند.
🔹در مبحث آخرالزمان، در ابتدا به علائم و شرايط آخرالزمان در کتب اديان مختلف، سپس به طور ويژه، به علائم و شرايط آخرالزمان در اسلام و روايات اسلامی و در پايان، به مبحث آخرالزمان در غرب و شرق خواهيم پرداخت.
🆔https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
در این زمانھ غࢪیبم بگو به حضࢪت عشق
به هࢪ بهانھ نشد بی بهانھ بࢪگردد...
۳۱۲+۱ شایداومنتظࢪتوسٺ....🌱:)))
مهدی جان :
تا نیایی گره از کار بشر وا نشود😔💔
اَللّٰھـمَ ؏ـجِّـل لِوَلیِڪَـــ الـفَـرَج...🍃
💚¦↫#پندانه
🕊¦↫#سہشنبہهاےجمکرانی
_______________________❤️
https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
_______________________❤️
🖋به نام خداوند مهر آفرین ...
📕داستان #حضرت_دلبر
🔍 #قسمت_نوزدهم
عمه فاطمه برایم مادری کرد.
راه و رسم زندگی را یادم داد.
فرمولهای او ، درسهای روانشناسی و آموزههای دینی هم ابزاری بودند برای ساختن زندگی پرآشوب من.
خیلی سال بعد متوجه شدم که عمه فاطمه آن روزها با امیر هم جداگانه صحبت میکرده خدایا چقدر مدیون این زن هستم.
اما نقطه عطف زندگی من جایی حوالی قم رقم خورد ...
هر اتفاقی افتاد در آن سفر جمکران بین من و امام زمان افتاد ...
سفری که به اصرار معصومه خانم و با هزار التماس از امیر نصیبم شد .
خدای من آن شب با قلب من چه کردی ؟؟؟
هوای خنک پاییزی بود...
تنها وسط شلوغی حیاط میخکوب شدم
صدای مداحی پخش بود ...
تمام قلبم به یکباره ....
در یک آن ...
در یک لحظه...
از عشق صاحبالزمان عج لبریز شد ...
سرشار شد...
اصلا آتش گرفت...
تا آن لحظه انگار نمیدانستم او هست ...
انگار نمیدانستم بین ماست...
آن لحظه وجودش را با تمام سلولهای بدنم حس کردم ...
بیحال شدم...
مست شدم ...
عاشق شدم...
عاشق معشوقی که :
زیباترین...
بهترین...
قویترین و محبوبترین مردان عالم است ...
خدایا قلب طیبه طاقت این عشق را دارد ؟!
چه کردی با من ؟!
بعد از آن فقط به عشق او نفس زدم
تلاش کردم به عشق او
بخشیدم به عشق او
امیر را...
به عشق او....
مرتضی را ...
به عشق او...
حال تازه عاشقی را داشتم که فقط و فقط خواهان جلب توجه محبوب است و بس...
یکی از روزهای پاییزی بود ، تازه از دانشگاه برگشته بودم با معصومه خانوم و بچهها تلفنی صحبت کردم و مشغول تهیه شام شدم.
امیر گاهی زود و گاهی دیر میآمد.
شغلش آزاد بود و زمان مشخصی نداشت .
اما همیشه قبل از حرکت تماس میگرفت و اگر چیزی لازم داشتم تهیه میکرد.
آموخته بودم که زن باید برای همسرش خود را آراسته کند ، به سمت میز آرایشم رفتم ، از بهترین لوازم آرایش آن زمان رویمیز و داخل کشوها بود ، نشستم و مشغول شدم ...
سختم بود اما باید این کار را انجام میدادم ...
یاد احادیث و آیاتی افتادم که در این رابطه خوانده بودم...
یاد پدرم که همیشه میخواست که بینقص باشم و یاد مرتضی که باید با تمام قوا از ذهنم پس میزدم ...
همیشه و به ذاته استعداد آرایش های زنانه را داشتم اما تا آن زمان نمیخواستم برای همسرم ، برای امیر از این استعداد خودم استفاده کنم .
مشاورهها باعث شده بود که تسلیم شوم ...
حالا عاشق شده بودم ...
عاشق مولایم که من را با امیر میخواست ...
عاشق امام زمانم که این جمله را می پسندید :
"جهاد زن خوب شوهرداری اش است "
پس برای جلب محبوب چاره ای جز جلب نظر امیر نبود.
در دنیای آن زمان ما طلاق وجود نداشت و من هم توان جنگیدن نداشتم ...
خستهتر از آنی بودم که برای بدست آوردن آنچه که میخواهم بجنگم...
آرایشم تمام شد رفتم و لباس زیبایی که در خرید عروسی برایم گرفته بودند پوشیدم ...
کفشهای مجلسی را پا کردم .
جواهراتم را انداختم .
یک دل سیر زاااار زدم و با خدا معامله کردم:
+ خدایا فقط بهخاطر تو ...
چونکه میدونم دوست داری خوب همسرداری کنم...
خدایا دلم چیز دیگهای میخواد اما تسلیم تو هستم ...
عشق به امامزمان از من زن دیگری ساخته بود زنی که هدف داشت ، انگیزه داشت ، بابا داشت.
هیچوقت حالت چشمهای امیر را فراموش نمیکنم از در که وارد شد خشکش زد ، محو من بود با کمی حیا سمتش رفتم دستهایش را گرفتم :
+چی شده چرا ماتت برده؟؟؟
با تعجب گفت :
_ طیبه خودتی ؟؟؟
بعد دستپاچه گفت :
_امروز چه روزیه؟؟؟
نکنه تولده ؟؟؟
نه بابا چه گیجم من...
#ادامه دارد....
فقط 22 روز مانده...
نمیدونی برای هدیه نیمه شعبان چی تهیه کنی؟
نگران نباش
بودجه و مخاطب ات رو مشخص کن، بقیه اش با ما 😊👇
@yarie_khorshid_shop
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#تا_همیشه_سلام
✨ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِر
💞بهار و بهاران، ارمغان طراوتِ حمد توست، ای بهارِ مکرر!
🌿 سلام بر تو هنگامی که حمد و استغفار میگویی!
https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
✳️ #نیایش_صبحگاهی
💟 خالق مهربانم
چراغ راه من باش💡••••)
زندگی به
سختیهایش مےارزد ،
اگر انتهای هر
قصهاش تو باشی!
میدانم زندگی
همیشه فرصتی دوباره برای شروع
میدهد که نامش امروز است🌦••)
چراغِتو،راهها را بر منروشنمیکند!
من که ادامهی راه را نمیبینم‼️••)
آینده پنهان است اما مهم نیست❌)
همینکافیست که تو راه را میبینی
و من تو را☺️•••)
به امید تو زندگی
میکنم ، حتی اگر بهترینها را از
دست داده باشم🌵🌼••••••)
چون
زندگی کردن است که "بهترینهایِ"
دیگری را برایم میسازد👌🏻•••••••)
https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
8.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#درساخلاق
🎙 آیتالله مجتهدی تهرانی (ره)
💢 اولین چیزی که در قیامت حساب میکنند؟!
🔸کوتاه و شنیدنی👌
🆔https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff