فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#تا_همیشه_سلام
✨ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِر
💞بهار و بهاران، ارمغان طراوتِ حمد توست، ای بهارِ مکرر!
🌿 سلام بر تو هنگامی که حمد و استغفار میگویی!
https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
✳️ #نیایش_صبحگاهی
💟 خالق مهربانم
چراغ راه من باش💡••••)
زندگی به
سختیهایش مےارزد ،
اگر انتهای هر
قصهاش تو باشی!
میدانم زندگی
همیشه فرصتی دوباره برای شروع
میدهد که نامش امروز است🌦••)
چراغِتو،راهها را بر منروشنمیکند!
من که ادامهی راه را نمیبینم‼️••)
آینده پنهان است اما مهم نیست❌)
همینکافیست که تو راه را میبینی
و من تو را☺️•••)
به امید تو زندگی
میکنم ، حتی اگر بهترینها را از
دست داده باشم🌵🌼••••••)
چون
زندگی کردن است که "بهترینهایِ"
دیگری را برایم میسازد👌🏻•••••••)
https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
8.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#درساخلاق
🎙 آیتالله مجتهدی تهرانی (ره)
💢 اولین چیزی که در قیامت حساب میکنند؟!
🔸کوتاه و شنیدنی👌
🆔https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
⚫️🏴
غروب هفتمین خورشید آسمان امامت و ولایت
💥حضرت امام کاظم علیه السلام💥
را به پیشگاه مقدس
امام رضا علیه السلام 🏴
حضرت معصومه علیها سلام🏴
و مولای مظلوممان حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف🏴
و شما اعضای بزرگوار تسلیت عرض مینماییم....
🌎بیاییم برای رفع تمامی مشکلات مردم جهان، از خداوند ظهور امام مظلوممان را بخواهیم
https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
ببخش که گاهی یادم میرود تُ را باید بپرستم ؛
ببخش که گاهی یادم میرود باید از خودت یاری بطلبم ؛
إِيَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاکَ نَسْتَعينُ 🍃 ؛
دنیا دارد پیش می رود ؛
عمر به انتظار ما نمی ایستد ...!!!
#خداجونم🌱
#پندانه
_______________❤️
https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
_______________❤️
✨مـــــــــــــــــاج✨
(موکب امام جواد علیه السلام)
🖋به نام خداوند مهر آفرین ... 📕داستان #حضرت_دلبر 🔍 #قسمت_نوزدهم عمه فاطمه برایم مادری کرد. راه و
ادامه قسمت نوزدهم :
بعد با دست محکم به پیشانی زد :
_چقدر خــَـرَم من..
نوکرتم ...
حتما دارم خواب میبینم ...
الان آهاااا الان از خواب میپرم...
منم که برای اولینبار از مزهپرانی او خندهام گرفته بود با ناز گفتم :
+نه خواب نیستی هیچ مناسبتی هم نداره فقط خواستم بهت بگم که ...
جدی شدم با جدیت ادامه دادم:
+ که بدونی خیلی مدیونتم ...
خیلی زحمت ما را کشیدی ...
خیلی باهات بداخلاقی کردم...
خیلی صبوری کردی...
هیجانزده مثل پر کاه بلندم کرد و گذاشت روی اپن :
_خب خب دیگه چی میخوای بگی ... اصل حرفتو بزن بگو ببینم الان قلبم وایمیسه...
با خجالت گفتم:
+ هیچی به خدا فقط میخواستم ازت تشکر کنم...
دیگه روی زمین بند نبود ، رفت و ضبط را روشن کرد .
بین آنهمه کاست گشت و یکی را انتخاب کرد و گذاشت دستهای من را گرفت و دورتادور سالن میرقصید و میچرخید و قربانصدقه ام میرفت.
تسلیمشده بودم...
سخت بود برایم ...
میان آن چرخشها یک آن تصویر مرتضی از جلوی چشمهایم رد شد آنجا که نمازش را تمام کرد و....
سرم را محکم تکانی می دادم تا از ذهنم برود ...
در آغوش امیر میچرخیدم و لبخند میزدم...
خدایا به من توان بده تا شرمندهی تو نباشم ...
آن شب شروع تغییرات من در مقابل امیر بود باید خودم را میساختم در مقابل مردی که شاید بنده خوبی برای خدا نبود اما برای من که همسرش بودم و خانوادهام کم نمیگذاشت.
#ادامه_دارد ...
https://eitaa.com/joinchat/1045954758C3e5a03eeff
✨مـــــــــــــــــاج✨
(موکب امام جواد علیه السلام)
🖋به نام خداوند مهر آفرین ... 📕داستان #حضرت_دلبر 🔍 #قسمت_نوزدهم عمه فاطمه برایم مادری کرد. راه و
✨ یک دیدار سرنوشت ساز
✨ یک مسافرت ویژه...
⭕️ اگر تا الان
📚 داستان شب مون رو نخوندین💍💍💍
حتـــما
حتــــما
این قسمت رو یه نگاهی بندازید👀
مطمئنم که مسیر زندگیـتون عوض میشه ‼️🔍🔐♻️
میگی نه ⁉️
امتحــان کن....