5.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ی_حس_خوب
🎥مولودی بسیار شاد و زیبا🌸🌸
🎼دلخوشی حضرت حیدر اومد...
🎤کربلایی امیر برومند
🔳 إنَّـا لِـلَّـهِ وَ إِنَّـا إِلَـیْـهِ رَاجِـعُـونَ
شهادت مظلومانه تعدادی از هموطنان عزیزمان در حادثه تروریستی زائران گلزار شهدای کرمان تسلیت عـــــرض مینماییم
#کرمان_تسلیت #کرمان
#حادثه_تروریستی
🏴 شهادت هموطنان عزیزمان در انفجار تروریستی کرمان را تسلیت عرض میکنیم.
سه صلوات و یک فاتحه بدرقه راهشان کنیم.
⚫️قال #امیرالمومنین علیه السلام :
◾️ان الموت طالب حثیت لایفوته المقیم و لا یعجزه الهارب ان اکرم الموت القتل.
▪️#امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود :
مرگ، با شتاب و تعقیب کننده است((همه را دریابد)) نه ماندگان از دست برهند و نه فراریان او را بازدارند، گرامی ترین مرگ، کشته شدن است.
📚نهج البلاغه، خطبه123
🏴از خون شهدای حرم #غیرت میچکد شهادت شهدای فاطمی طبار کرمان تسلیت و تعزیت عرض می کنم
«#اَلَّلهُمعجِّللِوَلیِڪَالفرَج»
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
May 11
17.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌎تا جمعه ظهور (جلسه ۱۲۴)
🕰️قرار ما : عصرهای جمعه
📚سلسله مباحث مهدویت
و علائم آخرالزمان و ظهور
🎙️سخنران : دکتر حمید قلندری
🖋️پژوهشگر و متخصص ادیان
@DrGhalandar
https://chat.whatsapp.com/GXrCKrWLPZi8Fa8erd474y
◾️۱۵ کتاب برای آشنایی بیشتر با وهابیت و داعش
🔘 ضمن عرض تسلیت به همه هموطنان گرامی بابت عملیات تروریستی داعش در کرمان و شهادت جمعی از هممیهنانمان، کتب زیر جهت آشنایی با این تفکر خشونتبار و مبانی فکری وهابیت معرفی میگردد.
🔻 معرفی وهابیت و مبانی فکری آنها
۱. هلال نجد 👈 دانلود
۲. وهابیت، عامل تفرقه مسلمانان 👈 دانلود
۳. فرماندهان تکفیر 👈 دانلود
۴. الموسوعة الوهابية و الشيعة الإمامية 👈 دانلود
۵. شناخت وهابیت 👈 دانلود
۶. الصواعق الإلهية في الرد على الوهابية 👈 دانلود
۷. وهابیت و توحید 👈 دانلود
۸. وهابیت و شرک 👈 دانلود
۹. وهابیت و توسل 👈 دانلود
۱۰. خدای مجسم وهابیان 👈 دانلود
۱۱. آیین وهابیت 👈 دانلود
🔻 معرفی گروه تروریستی داعش
۱۲. داعش، خاورمیانه در آتش 👈 دانلود
۱۳. تراژدی داعش 👈 دانلود
۱۴. جنایات داعش 👈 دانلود
۱۵. بررسی انتقادی تاریخ و افکار داعش 👈 دانلود
📲 ثواب انتشار این لیست با شما
ا•┈┈••••✾•▪️•✾•••┈┈•ا
تسنیم، بزرگترین کتابخانه علوم اسلامی در بستر ایتا 👈 عضو شوید
🆔 @tasnim_pdf
🔰ادامه خطبه ۳۸نهج البلاغه
سپس امام (عليه السلام) راه نجات از شبهه ها را بيان مى فرمايد و موضعگيرى دوستان خدا و دشمنان حق را در برابر شبهه ها در عبارت زيبايى چنين بيان مى کند.
امّا دوستان خدا «در برابر شبهات (و براى زودن ظلمات آنها) نور و چراغ راهشان يقين است و دليل و راهنمايى آنان سَمت و مسير هدايت; «فَأَمَّا أَوْلِيَاءُ اللهِ فَضِيَاؤُهُمْ فِيَها الْيَقِينُ وَ دَلِيلُهُمْ سَمْتُ(1) الْهُدَى».
اين تعبير ممکن است اشاره به يکى از دو چيز باشد: نخست اين که اولياء الله به خاطر برخوردارى از يقين به مبانى وحى، به سراغ قرآن و سخنان پيشوايان معصوم مى روند و در پرتو اين نور و روشنايى، ظلمات شبهات را در هم مى شکنند و از چنگال آن رهايى مى يابند.
بنابراين تفسير، يقين اشاره به ايمان به خدا و نبوت است «و سمت الهدى»، اشاره به هدايتهايى است که از طريق وحى نصيب انسان مى شود، همانطور که قرآن مجيد مى گويد: (ذلِکَ الْکِتابُ لارَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ(2)); اين کتاب بزرگ، شکى در آن نيست، و مايه هدايت پرهيزکاران است.
تفسير ديگر اين که مراد از يقين، استفاده از مقدمات قطعى و امور يقينى است که هر گاه انسان در تجزيه و تحليل خود بر امور يقينى تکيه کند، مى تواند گره شبهه را بگشايد و به سمت هدايت حرکت کند.
و به تعبير ديگر، اولياءالله چون گرفتار هوا و هوس نيستند و عقل سليم بر وجودشان حاکم است، مى توانند در پرتو نور آن ظلمات شبهه را بشکافند و به مسير هدايت گام نهند، در حالى که اگر فضاى فکر آنها انباشته از غبار هوا و هوس بود، هرگز نمى توانستند چهره حق و باطل را از لابه لاى پوشش ها تشخيص دهند.
اين دو تفسير، با هم منافاتى ندارد و مى تواند در مفهوم جمله هاى بالا جمع باشد.
ممکن است گفته شود که در آيات و روايات نيز تعبيراتى است مشتبه و قابل تفسيرهاى مختلف، در اينجا بايد چه کار کرد؟
جواب اين سؤال را قرآن مجيد به روشنى داده است و آن اين که در اين گونه موارد، بايد به سراغ محکمات آيات و روايات رفت و در پرتو آيات و رواياتى که با صراحت حقايق را بيان کرده، موارد مشتبه را تفسير کرد و از اين امتحان الهى که به وسيله آيات و روايات متشابه است، سر بلند بيرون آمد.
در امور زندگى انسان نيز همانند آيات قرآن، محکمات و متشابهات وجود دارد، مثلا ما از دوستمان حرکت مشکوکى مى بينيم که مى توانيم براى آن تفسير خوب يا بدى کنيم، در حالى که ساليان دراز امتحان صداقت خود را در کارهاى مختلف و حوادث گوناگون داده است، اين حُسن سابقه جزء محکمات است و آن حرکت مشکوک از متشابهات که به وسيله محکمات تفسير مناسب مى شود.
سپس به سراغ روش دشمنان خدا مى رود و مى فرمايد: «امّا دشمنان خدا، دعوت کننده آنان در شبهات همان ضلالت، و راهنماى آنان، کوردلى است; «وَ أَمَّا أَعْدَاءُ اللهِ فَدُعَاؤُهُمْ فيهَا الضَّلالُ وَ دَلِيلُهُمُ الْعَمْى».
براى پيمودن هر راه انگيزه حرکتى لازم است و راهنمايى و در اينجا است که اولياء الله و اعداء الله از هم جدا مى شوند.
اولياء الله انگيزه اى جز يقين به خدا و قيامت ندارند و راهنمايى جز وحى و نبوت، در حالى که انگيزه دشمنان خدا عوامل مختلف گمراهى، مانند هواى نفس و وسوسه هاى شياطين جنّ و انس است، و راهنمايى جز کور دلى، براى آنان وجود ندارد.
به همين دليل گروه نخست به سعادت جاويدان مى رسند و به مصداق (أَلا أِنَّ أَوْلِياءَ اللهِ لاخَوفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاهُمْ يَحْزَنُونَ... لَهُمُ البُشْرى فِى الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِى الاْخِرَةِ)(3); آگاه باشيد! دوستان خدا نه ترسى دارند و نه غمگين مى شوند (گذشته و آينده آنان، هر دو روشن و اميدبخش است.) ... هم در زندگى دنيا شاد و مسرورند و هم در زندگى آخرت. زندگى آنان در دو سرا، غرق نور و سعادت است، در حالى که دشمنان خدا به مصداق، (أَوْ کَظُلُمات فى بَحْر لُجِّىٍّ يَغْشاهُ مَوجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْض اِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَکَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِنْ نُور)(4); يا مانند ظلماتى در يک درياى عميق و پهناور که موج آن را پوشانده و بر فراز آن موج ديگرى و بر فراز آن ابرى تاريک است، ظلمت هايى است متراکم يکى بر فراز ديگرى، آن گونه که وقتى که دست خود را خارج کند، ممکن نيست آن را ببيند و کسى که خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نيست. اينان در لابه لاى امواج گمراهى و ضلالت و بدبختى و شقاوت دست و پا مى زنند.
آنچه در کلام بسيار پر معناى امام در اين خطبه آمده است، هم در مقياس زندگى فردى صادق است و هم در مقياس زندگى جمعى، بلکه در بعد اجتماعى آثارش گسترده تر و وحشتناک تر است.
و نمونه کامل آن در بخش دوم (أعداء الله)، همان سه گروهى هستند که در جنگ «جمل» و «صفّين» و «نهروان» با استناد به شبهات واهى و دلايلى سست تر از تار عنکبوت، به مقابله با امام (عليه السلام) برخاستند و ضربات سهمگينى بر پيکر اسلام و مسلمانان وارد ساختند.
جالب اين که در صحيح بخارى در حديثى از «أبوبکرة» ـ يکى از ياران پيامبر خدا ـ چنين نقل شده است که مى گويد: «من سخنى از پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله وسلم) شنيده بودم که در ايّام جنگ جمل براى من بسيار مفيد بود; چرا که نزديک بود به لشکر جَمَل بپيوندم و همراه آنها (در برابر على (عليه السلام)) بجنگم و آن سخن، اين بود که وقتى اين خبر به پيغمبر اکرم (صلى الله عليه وآله وسلم) رسيد که گروهى از ايرانيان دختر کسرا را به پادشاهى برگزيده اند، فرمود: لَنْ يُفْلَحْ قَومٌ وَلُّوا أَمْرَهُمْ إِمْرَأَةً; هر قوم و ملّتى که زنى را زمامدار خود کنند روى رستگارى را نخواهند ديد. همين امر سبب شد تا لشکر جمل را که در حقيقت، عايشه، بر آنان حکومت مى کرد، رها سازم(5).»
✔️نکته:
شک نيست که در اين جهان هستى، غير از ذات پاک پروردگار همه چيز تدريجاً کهنه و فرسوده مى شوند و راه فنا و مرگ را پيش مى گيرند.
خورشيد ـ که بزرگترين ستاره منظومه شمسى است و حجم آن يک ميليون و دويست هزار مرتبه از کره زمين بيشتر است ـ سرانجام خاموش و تاريک مى شود و مى ميرد; چرا که در هر شبانه روز، مقدار عظيمى از مادّه آن تبديل به انرژى مى شود و در فضا پخش مى گردد. کره زمين و تمام سيّارات و همه کهکشانها، سرانجام مرگى دارند.
اصولا تولّد، خود بهترين دليل بر مرگ است; چرا که اگر چيزى جاودانه شد، نه تولّدى دارد و نه مرگى.
بنابراين تصوّر اين که کسى حيات جاودان داشته باشد، تصوّرى است باطل و برخلاف قانون قطعى آفرينش. آيه شريفه، (کُلُّ نَفْس ذائِقَةُ الْمَوتِ); هر انسانى چشنده مرگ است»، و از آن بالاتر آيه «کُلُّ شىء هالِکٌ اِلاّ وَجْهُهُ; هر چيزى فانى مى شود جز ذات پاک خدا» ـ از عموماتى است که هيچ استثنايى برنمى دارد و تخصيصى بر آن وارد نمى شود.
بنابراين ترس از مرگ ترسى است بدون دليل و انتظار حيات جاودان انتظارى است بى معنا.
آنچه مهم است اين است که آماده مرگ باشيم و از حيات خود، به نحو احسن استفاده کنيم، و مرگ را نه به معناى فناى مطلق، بلکه به معناى انتقال از سراى کوچک و محدودى به جهانى بسيار وسيع و مملوّ از نعمت ها بدانيم، که اگر عملمان پاک باشد نه مرگ به ما لطمه اى مى زند و نه انتقال از اين دنيا ترس و وحشتى دارد.آرى، مهم ايمان و عمل پاک است.
***
پی نوشت:
1 ـ سَمْت، به معناى «راه يا شاهراه» است، به چهره و قيافه نيکان نيز سمت گفته مى شود، «تسميت» عطسه کننده، به معناى دعا کردن براى کسى است که عطسه مى کند، به مناسبت آن که از خدا تقاضاى سلامت او مى شود و نيز از نشانه هاى سلامت انسان است.
2 ـ سوره بقره، آيه شريفه 2.
3 ـ سوره يونس، آيه 62 و 64.
4 ـ سوره نور، آيه 40.
5 ـ صحيح بخارى، جلد 6، صفحه 10، (باب کتاب النبى (صلى الله عليه وآله وسلم)، الى کسرى و قيصر).
🔸پایان ترجمه و شرح خطبه ۳۸نهج البلاغه🔸