راه شهدا ، کلام شهدا
جهانی که امروز پر از فسق و فجور و خیانت ابرقدرتهاست،تلاش و ایثار میخواهد
در راهحسینرفتن،حسینی شدن میخواهد
#سردارشهیداسماعیلدقایقی🌷
شهید اکبر منصوری 🌷
در آخرين لحظه بر پيشانيم بوسه زد و گفت: "خواهرم، قول بده كه زينب وار راهم را ادامه بدهى،" گفتم: "اين وظيفه سنگينى است چنين چيزى از من نخواه ولى او گفت: اميد من به شماست، شما مى توانى صبر كنى، در خيابان دنبال جنازه من جيغ و فرياد نكن.
من فقط از شما صبر و تحمل انتظار دارم."
او همواره به ما توصيه مى كرد به كم قانع باشيم و به دنبال تجملات و ماديات در زندگى نباشيم."
🎤 راوی : خواهر شهید
همسر شهید نواب صفوی:
بعد از افطار به آقا گفتم:
دیگر هیچ چیزی برای سحر و افطار نداریم
حتی نان خشک
فقط لبخندی زد
این مطلب را چند بار تا وقت استراحت
شبانه آقا تکرار کردم
سحر برخاست آبی نوشید
گفتم: دیدید سحری چیزی نبود
افطار هم چیزی نداریم
باز آقا لبخندی زد
بعد از نماز صبح هم گفتم
بعد از نماز ظهر هم گفتم
تا غروب مرتب سر و صدا کردم
که هیچی نداریم
اذان مغرب را گفتند
آقا نماز مغرب را خواند و بعد فرمود:
امشب افطارى نداریم؟
گفتم: پس از دیشب تا حالا چه عرض میکنم
نداریم، نیست!
آقا لبخند تلخی زد و فرمود: یعنی
آب هم در لولههای آشپزخانه نیست؟!
خندیدم و گفتم:
صد البته که هست
رفتم و با عصبانیت سفرهای انداختم
بشقاب و قاشق آوردم و پارچ آب را هم
گذاشتم جلوی آقا
هنوز لیوان پر نکرده بود كه در زدند
طبقه پائین پسرعموی آقا که مراقب ایشان
بود رفت سمت در
آمد گفت: حدود ده نفری از قم هستند
آقا فرمود: تعارف کن بیایند بالا
همه آمدند
سلام و تحیت و نشستند
آقا فرمود: خانم چیزی بیاورید
آقایان روزه خود را باز کنند
من هم گفتم: بله آب در لولهها به اندازه
کافی هست، رفتم و آوردم
آقا لبخند تلخی زد و به مهمانان تعارف کرد
تا روزه خود را باز کنند
در همین هنگام باز صدای در آمد
به آقا یوسف همان پسرعموی آقا گفتم
برو در را باز کن این دفعه حتماً از مشهدند
الحمدلله آب در لولهها هست فراوان
مرحوم نواب چیزی نگفت
یوسف رفت در را باز کرد
وقتی كه برگشت دیدم با چند قابلمه
پر از غذا آمده است
گفتم: اینها چیه؟!
گفت: همسایه بغلی بود
ظاهراً امشب افطاری داشتهاند
و به علتی مهمانی آنان به هم خورده است
آقا نگاهى به من کرد خندید و رفت
من شرمنده و شرمسار
غذاها را کشیدم و به مهمانان دادم
ميل کردند و رفتند
آقا به من فرمود:
یک شب سحر و افطار بنا بر حکمتی
تأخیر شد چقدر سر و صدا کردی؟!
وقتی هم نعمت رسید چقدر سکوت کردی؟!
از آن سر و صدا خبری نیست
بعد فرمود: مشکل خیلیها همین است
نه سکوتشان منصفانه است
و نه سر و صدایشان
وقت نداشتن، داد میزنند
وقت داشتن، بخل و غفلت دارند
📝فرازی از وصیت نامه بسیار عجیب یک شهید🕊
من سید حسن، بچه تهران و از لشکر حضرت رسول ص هستم.
پدرو مادر عزیزم، شهدا با اهل بیت ع ارتباط دارند؛ اهل بیت ع شهدا را دعوت میکنند.
من در شب حمله ، یعنی فردا شب به شهادت میرسم و جنازه ام ، هشت سال و پنج ماه و بیستوپنج روز دیگر درمنطقه میماند.
بعدازین مدت جنازه ام پیدا میشود آنگاه که دیگر امام خمینی در میانتان نیست.
این اسراری است که ائمه ع بمن گفتند و من بشما میگویم.
به مردم بگویید ما فردا شما را شفاعت میکنیم ؛ به آنان بگویید که مارا فراموش نکنند...
(دقیقا پیکر شهید بعداز شب عملیات یعنی ۸سال و ۵ ماه و ۲۵ روز بدستمان رسید و کاملا آن وصیتنامه درست بود)
🎤به نقل از سردار حاج حسین کاجی
برگرفته ازکتاب خاطرات ماندگارص۱۹۲
4_5785030144066324005.mp3
7.63M
گنه جمعه گلدی
#ترکی
👆👆👆👆👆
بسیار عالی حتما گوش 👂 کنید
التماس دعای فرج
مقام معظم رهبری: ما در بیان زندگینامهی شهیدان سعی کنیم خصوصیّات زندگی اینها و سبک زندگی اینها و چگونگی مشی زندگی اینها را تبیین کنیم، این مهم است.
👆👆👆👆👆
👇👇👇👇👇
پارتی بازی ممنوع⛔️
سید از پارتی بازی خیلی بدش می آمد. در مقطعی یکی از نیروها با سفارش و پارتی وارد جهاد شده بود. سید صبح که وارد اداره می شد، بیرونش می کرد.
می گفت: امام خمینی فرموده توصیه من را هم قبول نکنید.
تا این که یه روز گفتم: آقای رضوی!
گناه دارد، حالا که آمده ولش کن.
گفت: من از این فرد بدم می آید، فقط به خاطر اینکه با توصیه و سفارش به جهاد آمده است.
و هرگز هیچ کاری را هم به او واگذار نکرد
سردار شهید سیدمحمد تقی رضوی 🌷
🎤راوی: حسین نمازی؛ هم رزم شهید
📚کتاب سیرت رضوانی
33.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧🎤⏰ آهنگ سلام یا زهرا
🎼 به سبک سلام فرمانده
🌸 عهدمیبندم که حافظ دین وچادرت باشم 🌸
رهروان_ولایت
👆👆👆👆👆
آهنگ بسیار عالی و زیبا
حتما گوش کنید و نشر دهید
جهاد تبیین
حجاب
عفاف
دختران زهرایی
دختران زینبی
🌷 #شهید_علی_اکبر_بختیاری فرمانده محور های عملیاتی لشکر ۴۱ ثارالله
شهیدی که پوتین هایش را به سایر بسیجی ها می داد و خود پا برهنه در منطقه راه می رفت.
شهیدی که آرزویش ملاقات با امام زمان عجل الله بود و علاقه بسیاری به خواندن دعای ندبه داشت با صدای بلند هنگام خواندن دعای ندبه یا مهدی (عج) می گفت.
📝 در وصیت نامه اش آمده است:
در همه دعاها امام زمان (عج) را فراموش نکنید و برای سلامتی وجود مقدسشان دعا کنید و در همه امور از حضرت استمداد بطلبید
در مکتب شهادت
در محضر شهدا
فرمانده مخابرات لشکر ثارالله کرمان
سردار شهید عباس عرب نژاد 🌷
هواپیمای عراقی ماشین مخابرات را
هدف قرار داده بود عباس یه پایش
قطع و به شدت زخمی شده بود برده بودنش تبریز
یه عده رزمنده را هم بدلیل کمبود
جا در ته راهرو سالن بستری کرده بودند
آنجا دیدم عباس روی تخت دراز کشیده و سرم به دستش هست
من برگشتم و به اطلاعات گفتم
ایشون که تو راهرو بستری هست
از فرماندهان لشکر ثارالله هست
چرا با این وضعیت اینجوری باید
بستری باشه و موقعیت او را گفتم
گفتند ایشون خودشو معرفی نکرده و
هر وقت هم می رویم سراغش
اول میگه به رزمندگان مجروح دیگه
رسیدگی کنید و آخرین نفر بیایید
سراغ من
وقتی هم برای جابجایی او آمدند
که داخل بخش و اتاق برود عباس
اجازه نداد و گفت هر وقت این
مجروح ها به داخل بخش و اتاق
رفتند آخرین نفر من خواهم بود
خلاصه بعد چند روز برای ادامه مداوا اعزامش کردند تهران و در همان بیمارستان تهران به شهادت رسید
روحش شاد و یاد و نامش آکنده از عطر گلهای بهشتی باد
🥀🌹🥀🌷🥀🌺🥀🌸🥀
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹شھیدارو ڪجا ما میشناسیم
🌹شھیدارو شھیدا میشناسند
🔰خاطرات_ماندگار:
🍃بعد از شهادت ماشاءالله
#حاج قاسم سلیمانی به قصد ملاقات با پدر شهید به منطقهی محل سکونت ایشان آمد..
شب وقتی با پدر شهید کنار هم نشسته بودند پرسید ماشاءالله که به دنیا آمد چه کسی در گوشش اذان گفت وقتی متوجه شد که پدر شهید این کارو کرده است گفت اذان درستی گفتید ماشاءالله به چنین اذانی که در قلب ماشاءالله اثرکرد.
بعد کلاه پدر شهیدرو از سرش برداشت وسر ایشانرو چندبار بوسید.
وقت شام،بشقاب خودشرو کنار گذاشت وهمراه با پدر شهید در بشقاب او شام خورد.
✨نثار ارواح طیبه شهدا
وپدر ومادر آسمانی شهدا"صلوات"
#سپهبد_شهید_حاج_قاسم_سلیمانی🌷
#سردار_شهید_ماشاءالله_رشیدی🌷
[سالروز _شهادت/۷بهمن ۱۳۶۵،شلمچه،
عملیات کربلای ۵]