بعد ها هم یه کتاب های قدیمی که تو گوشه های کتابخونه بود راجع ارمیا نوشته بود توش ، ازونجا بیشتر بهش علاقه پیدا کردم
وای من الان فهمیدم این نیک نیمته
#پلوتون : ادما تو دنیای واقعیم ارمیا صدام میکنن
یادته یه تور آبی که ستاره داشت خریدی و از ما نظر خواستی؟ باهاش چیزی دوختی
#پلوتون : هنوز گوشه خونست و کاری نکردم باهاش چون دنبال بهترین ایده بودم .