eitaa logo
مَلاذ ۱۳۵
42 دنبال‌کننده
105 عکس
11 ویدیو
2 فایل
نسخه‌ی وطنیِ تلگرام صرفاً جهت ذخیره کردن اشعار، بریده کتاب، متون و تصاویر ثبت شده 📸📚 آرشیو روایت‌هایی که می‌نویسم🖋 ملاذ؟ ملجاء و پناه ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1agpme9&btn=جا.صحبتی
مشاهده در ایتا
دانلود
"به نامش که جاویدان است در قلبمان"
ما ذره و خورشید لقایی تو مرا بیمارِ غمم عین دوایی تو مرا "مولانا"
دلم می‌خواد، من باشم و کلیات سعدی و یه فنجون داغِ چایی گل محمدی و دارچین و نبات زعفرونی، تک‌تک بیت‌ها و مصراع‌هاشو با وجودم استشمام کنم و غزل‌های گلچین شده رو تحریر کنم توی سررسید. شاید کسی هم نیاز باشه که شعر بفهمه، بشینه که تا صبح براش سعدی بخونم و سعدی بخونه. با هم کوچه به کوچه‌ ردیف و قافیه‌های اشعارِ استاد سخن رو طی کنیم و از اعجاب‌انگیز بودن سخنش مدهوش بشیم و عِنان از کف ببریم و کِلک از بنان بیافکنیم. "مقدار یار هم‌نفس" بخونه و منم در تحیر کلماتی که از کلام اون و دلِ سعدی تراوش می‌شه "وه وه که شمایلت چه نیکوست" بخونم و بفهمم "کاسایشی نباشد بی دوستان بقا را" و تازه بعد از سیر کردن توی دنیای غزلیاتش بفهمم که مصداق بارزِ "که هرچ از جان برون آید نشیند لاجرم بر دل" ِش خودش بوده. شایدم دلم خواست برگردم به قرن ۷ و درک کنم که چرا استاد حافظِ لسان‌الغیب اثرپذیریش از شیخِ اجل بوده. به یقین معشوق سعدی زمینی نبوده، یا اگر بوده براش جلوه‌ای از عشقِ حقیقی آسمانی بوده، عشقی که انسان به واسطه‌ش پا روی زمین گذاشته و تا فلک الفلاک در جست‌وجوی اونه. گاهی احساس می‌کنم وجود سعدی رو توی زندگیم کم دارم، همچنین وجودِ معشوقش رو، باید سرمشق گرفت از عشقِ سعدی، به طریقی که "کان چه گناه او بُوَد من بکشم غرامتش" کسی باشه تا براش "جان برافشانم اگر سعدی خویشم خوانی" که اگه رفت "ای مونس روزگار سعدی، رفتی و نرفتی از ضمیرم" چون "غلامِ دولت آنم که پایبند یکیست" از نظر من سعدی نخبه‌ست، نخبه در بیانِ عشق و عرفان حقیقی... نخبه ای که روی دستش نیومده. گاهی وقتا حس می‌کنم هم‌ْسرِ سعدی ام و خودم‌‌ رو در سعدی پیدا کردم. قلمِ من برای وصفِ سعدی الاحقره چون "به قیاس در نگنجی و به وصف در نیایی" دفترِ قطورِ چرمیِ سرمه ای رنگِ کلیات سعدی رو می‌بندم و قطرات اشک رو از دیدگانم پاک می‌کنم، "حذر‌ کنید ز باران دیده سعدی، که قطره سیل شود چون به یک‌دگر پیوست" ✍🏻•فـٰاطمھ . دوازدهم بهمن‌ماه
چه دانستم که این سودا، مرا زین‌سان کند مجنون...🌱
من أین لی النجات الا روضه؟
دختربچه‌ها از شب و تاریکی می‌ترسن...
از همان روز که می‌رفت کسی، داشتم آمدنش را باور من نمی‌دانستم، معنی هرگز را تو چرا بازنگشتی دیگر؟:)
غریب است نام شهید پشت بند نام شما...
و اگر‌ از تو درباره‌ی ایران پرسیدند، پس بگو در آن‌جا شهیدی‌ است که شهیدی آن را حمل می‌کند و شهیدی از وی عکس می‌گیرد، و شهیدی او را بدرقه می‌کند و شهیدی بر وی، نماز می‌خواند.
مَلاذ ۱۳۵
و اگر‌ از تو درباره‌ی ایران پرسیدند، پس بگو در آن‌جا شهیدی‌ است که شهیدی آن را حمل می‌کند و شهیدی از
امشب عمیقاً اینو درک کردم. داشتم فکر می‌کردم شهید دایی‌تقی چقدر توی مسجد از مراسما عکس گرفته:) شهید افشاری چند تا نماز جماعت توی مسجد خونده. شهید حجازی چقدر توی هیئت اشک ریخته. یعنی شهید طیاری و شهید سلمانی، وقتی تابوتِ شهید حجازی رو آوردن توی مسجد کجا وایساده بودن و گریه می‌کردن. حالا همشون شدن افتخار شهرک.