آن همه شعری که من خواندم برایت، هیچ بود ؟!
ذوق هایت،خنده هایت،بغض هایت، هیچ بود ؟!
عهد بسته گفته بودی تا نهایت با منی ،
قول هایی را که دادی در نهایت هیچ بود ؟!
گفت چیزی بین ما اصلا نبود از ابتدا ،
آن جوانی را که من دادم به پایت هیچ بود ؟!
یاد دارم گفته بودی من خدایت گشته ام ،
ساده بودم من نفهمیدم خدایت هیچ بود !
رد خنجر های بر پشتم نشانی از تو داشت ،
آه خیلی دیر فهمیدم وفایت هیچ بود .