『🪽ملیکـــہ 』
عاشق این قسمت خونه مامانمم (: پ.ن : درست لحظه ای که فکر میکنی از دست امتحانا راحت شدی ، میفهمی فاین
إِنَّ القُلوبَ إِذا تَنافَرَ وُدُّها
شِبهَ الزُجاجَةِ كَسرُها لا يُجبر...
دلها آن زمان که مهرشان
به قهر بدل شود
چون شیشهای هستند
که شکستگیاش جبران نمیشود💔
یک چیز دیگر هم بود که عذابم میداد، و آن اینکه هیچکس شبیه من نبود و من هم شبیه کسی نبودم. من تنهام و آنها با هم! این چیزی بود که در فکرم میگذشت.🪞🕯
|داستایوفسکی|