eitaa logo
خانوم اِف𐙚
7هزار دنبال‌کننده
276 عکس
8 ویدیو
2 فایل
جمع‌آوریِ خرده‌روایت‌هایِ یک زندگیِ معمولی؛ شاید برای مرورِ دوباره‌یِ روزهایِ خوب🎀 🕊️ تبلیغات https://eitaa.com/joinchat/260703976C22aadc5754 کپی نکن❌ کانالمون @malja_mediam من برای واژه:) @fffaaa14
مشاهده در ایتا
دانلود
بریم برا چالش 🎀 یه استیکر میفرستم هرکسی اولین نفر انتخاب بشه هدیه داره🥺✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اینم استیکر چالشمون 👆👆
پاپیونم پی باشه🎀✨
بریم بیرون🎀🖐🏻🖐🏻 راستی😁 اینجا چی جدید شده ؟ بیا پیوی بگو اول نفر از روی ساعت ارسالی هدیه داره👍🏼🥲 @fffaaa14
اومدم اومدم جوابتونو بدم😳😁😆 بریم برای داستانمون👇🎀
«دروازه‌ای از جنسِ هیچ»(۱) پیرمردی در گوشه‌ی کتابخانه‌ای قدیمی زندگی می‌کرد که تمامِ قفسه‌هایش پر از دفترچه‌هایی با جلد سیاه بود. او هر روز صبح، شال‌گردنِ پشمی‌اش را دور گردن می‌پیچید و راهیِ کوچه‌ی باد می‌شد؛ همان‌جایی که مردم برای خریدِ «آرزو» صف می‌کشیدند. اما پیرمرد آرزو نمی‌خرید. او به دنبالِ هیچ می‌گشت. او معتقد بود وقتی کسی تمامِ دنیا را می‌دود و در نهایت به هیچ می‌رسد، تازه در آن لحظه است که لایه‌های واقعیت ترک می‌خورد
«دروازه ای از جنسِ هیچ»(۲) یک روز، وقتی دوباره از دویدنِ بی‌فایده خسته شده بود و روی نیمکتِ چوبیِ همیشگی‌اش نشسته بود، دید که کلماتِ روی دیوارِ روبرویش –همان جمله‌ی معروفِ «ما هیچ، ما نگاه»– شروع کردند به ذوب شدن. حروفِ «هـ»، «ی»، «چ» مثل جوهرِ سیاه روی سنگ‌فرش‌های خیابان چکیدند. او بلند شد و با احتیاط قدم به میانِ این سیاهیِ جاری گذاشت. ناگهان صحنه تغییر کرد: تمامِ خیابان‌ها و آدم‌هایی که با عجله به سمتِ اهدافِ دوردستشان می‌دویدند، محو شدند. پیرمرد خودش را در دشتِ بی‌انتهایی یافت که نه آفتاب داشت و نه ماه؛ فقط نوری ملایم از جنسِ سکوت فضا را پر کرده بود. او متوجه شد که این «هیچ»، آن پوچیِ ترسناکی نبود که مردم از آن حرف می‌زدند. اینجا، جایی بود که تمامِ «بایدها» و «نبایدها» تمام می‌شد
آن‌قدر در پیِ دنیایِ بی‌حاصل دویدیم که فراموش کردیم گاهی زیباترین مقصد، همین لحظه‌ای است که دیگر نمی‌دوی و به تماشایِ سکوتِ جهان نشسته‌ای🥀🌱 کپی بشدت ممنون❌ هم از عکس هم بیو🥺 https://eitaa.com/joinchat/324863690C8c15ba3672
دخترا داستان امشب و فردا شب درباره ی این متن و تصویر هست🥺💕 امیدوارم لذت ببرید🙃🌱 امشب رفتم تجمع بخاطر همون دیر شد دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید😘🙂
ساعت ۱۲:۰۰
شبتون زیبا دخترک های پاپیون🎀