eitaa logo
خانوم اِف𐙚
7.4هزار دنبال‌کننده
276 عکس
8 ویدیو
2 فایل
جمع‌آوریِ خرده‌روایت‌هایِ یک زندگیِ معمولی؛ شاید برای مرورِ دوباره‌یِ روزهایِ خوب🎀 🕊️ تبلیغات https://eitaa.com/joinchat/260703976C22aadc5754 کپی نکن❌ کانالمون @malja_mediam من برای واژه:) @fffaaa14
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت ۲۱و۲۲: هجومِ تازه‌واردان صبحِ روزِ بعد، پیش از آنکه آفتابِ گل‌بیشه کاملاً طلوع کند، خانه‌ی رها مملو از اهالیِ روستا بود. خبرِ معجزه‌ی «عمو حسن» مثلِ پیچکی پیچیده بود و حالا، هر کس که درد و بیماری‌ای داشت، دست‌بردارِ رها نبود. سیلِ مردمی که سال‌ها با بیماری‌هایِ مزمن، زخم‌هایِ کهنه، یا دردهایِ ناگهانی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، جلویِ درِ خانه‌ی رها صف کشیده بودند. رها، با وجودِ خستگیِ شبِ گذشته، با اراده‌ای قوی از خواب برخاست. او شب را تا دیروقت به مطالعه و آماده‌سازیِ داروهایِ بیشتر گذرانده بود. بویِ گیاهانِ دارویی در هوا پیچیده بود و او آماده‌یِ اولین روزِ «حکیم» شدن بود. آقا مصلحی، با لبخندی دلگرم‌کننده، کنارش ایستاد: «امروز، روزِ توست، رها. اما صبور باش. اینجا گل‌بیشه است، نه بیمارستانی در شهر.» رها سر تکان داد. او می‌دانست که این تازه آغازِ راه است. هرچند پیروزی در برابرِ کدخدا، حامیانِ جدیدی برایش فراهم کرده بود، اما کینه‌یِ کدخدا همچنان سایه‌ای سنگین بر سرِ او و دانشش افکنده بود. او باید نه تنها بیماران را درمان می‌کرد، بلکه اعتمادِ قلبیِ مردم را نیز به دست می‌آورد و کدخدا را، با هر نقشه‌ی پنهانی که دارد، ناکام می‌گذاشت
با هر تلاشی میتونی برنده شی🕯 برنده برای خودت باش،حتی اگر باختی🌱 شبت بخیر برنده🥲✨
سلام 🖐🏻🖐🏻👀 ببخشید دیر شد نت ایتا اصلا بالا نمیآورد ولی من دست پر اومدم😍🌸
شکلات مورد علاقه‌ی منه💆‍♀
یکم غذا:)🤌🏻
یه چای زعفران و یه لقمه ی خوشمزه😃
یه چای خوشرنگ با بابام بخوریمو بریم به سمت دندون پزشکی🌿🥹
به به🥹☘