داشتم تو کمد لباسامو نگا میکردم،چشم افتاد به یه دست مانتو شلوار،مقنعهی آبی؛فهمیدم چیه ؛ مانتوی مدرسهم ،
زدم زیر گریه(:💔
عاخه وقتی دوستامو بغل میکردم تنم بود(:💔
من وقتی پرچم میچرخونم تا شعاع چند صدمتریم کسی نباید باشه وگرنه خونش پا خودشه ب من ربطی نداره .
از من گفتن بود .