_
امـروز
بـرام یه روز ِ
خـٰـاصه🌿
قرار ِ
انشاالله
برای
کـلاس مجازی ،
توی
حَـرم ِ
آقـٰـا
بـٰـاشم(:🫀
_
صبح باصدای کلاس مجازی ًبرادر و معلمش
از خواب بیدار شدم🚶♀️ .
قرار بود برا کلاس ، توی حرم باشیم🌟
از خونهی ما تا حرم،دو قدم فاصلهست🌱
خلاصه که ؛ حاضر شدیم و پیاده با #محمدحسین [داداش کوچولوم] و بابام،راه
افتادیم به سمت حرم ولیخب دیر ، کلاس من ساعت 1 شروع میشد،و ما ساعت 1 توی راه بودیم،
رسیدیم،اذن دخول خوندیم و👇🏻
ملجـٰـاء
صبح باصدای کلاس مجازی ًبرادر و معلمش از خواب بیدار شدم🚶♀️ . قرار بود برا کلاس ، توی حرم باشیم🌟 از خ
وارد شدیم ،
هوا خیلی خوب بود🌟
از ایستبازرسی که گذشتیم،دوربینم رو باز کردم،
خانوممعلمم التماس دعا داشت و دلش اومد حرم❤️🩹🙃
وارد صحن انقلاب شدیم،#محمدحسین میدویید و خیلی خوشحال بود🤏🏻🥹
داشتیم گمش میکردیم،
ساکن شدم روی زمین ِحرم،
کتاب درسیم رو که ریاضی باشه،باز کردم
و چیزایی که خانم میگفتن رو مینوشتم،
چقدر حس قشنگی بود،(:🫀
[خیلی آروم بودم..]
ملجـٰـاء
وارد شدیم ، هوا خیلی خوب بود🌟 از ایستبازرسی که گذشتیم،دوربینم رو باز کردم، خانوممعلمم التماس دعا
وقتی خانم تایم استراحت
دادن ، ازینا هم براتون نوشتم🙃👇🏻