و یادمه چجور بالای سرم جمع شده بودن و...
همه جا خیلی شلوغ شده بود و صدای گریه میومد حتی اون جوونی که بخشیدمش رو هم خیلی تیره و تار میدیدم که چجور گریه میکرد و بهم میگفت نخواب آمبولانس داره میاد یکم دیگه تحمل کن اما چیزی که از اطرافیانم شنیدم این بود که من اونموقع اصلا نه حرفی نه گریه و چیزی...همینجور ساکت افتاده و فقط تماشا میکردم و خیلی سریع بی هوش شدم و برای چند ثانیه خودمو در راه اتاق عمل دیدم☹️
درکل اتفاقی که دیروز افتاد با گذشته متفاوت بود✨️❤️🩹
_
خدا رو شکر الان سالم و سلامتی الحمدلله
نمیدونم منو به یاد داری یا خیر اما من یک زمانی تو ناشناس هاتون بودم و مسیجایی میدادم که متفاوت بود ولی برای م
_
مغزم قفل کرده اینجا پیام بدین یادم میوفته😁
ܩَܠܥܼأ🌊
ولی برای یک مدت. نبودم اما حالا دوباره برگشتم🫡 _ خوش برگشتی😃
هشتگ بزارید جان من قاطی نکنم شما رو🙈
وایی همین الان پستچی کیفی که سفارش داده بودم رو آورد خیلی خوشملههه😭🎀
_
موبارکهههههه
این وسط یه صلوات امام زمان مون رو مهمون نکنیم☘️🌷؟!
_
اللهم صل علی محمد و آل و عجل فرجهم🌱
من خانواده شهید تنگسیری رو دیدم
اینقدر ذوق کرده بودم که اصن باورم نمیشد 😭😭🩵
البته با همسر شهید حرف زدم(:
#سردار_دریا
_
واییییییییییی خوشبحالت
اللهم الرزقنا از اینا:)