هدایت شده از ••| استوࢪے طوࢪے |••
این آدمهایی که زیادی هی یک چیز رو توضیح میدن هم عصبیم میکنن. هی ده دفعه یک جمله رو ده جور شکل مختلف و شونزده تا مثال، بابا گاوم مگه.
هدایت شده از دریچه خیال
"ملجا"
واردش شدم
از همون اول انگار یه گرما و محبت خاصی موج میزد توش انگار میخواست بغلم کنه
گرم مهربون صمیمی
دوست داشتنی بود
مثل یه قهوه داغ توی یه روز برفی
انگار دستاتو دور لیوان حلقه کردی تا گرم بشه
ولی طعمش شبیه قهوه نبود
سعی میکرد تمام تلخی قهوه رو با شکر بپوشونه تا چیزی ازش مشخص نباشه
درونش تلاطم داشت ولی از بیرون حتی روش موج هم بر نداشته بود
یه اسم میخواست مثلا ملجا
می تواند که تو را سخت زمینگیر کند
درد یک بغض اگر بین گلو گیر کند
از طرف: دریچه خیال
ملجأ
"ملجا" واردش شدم از همون اول انگار یه گرما و محبت خاصی موج میزد توش انگار میخواست بغلم کنه گرم مهر
خیلی قشنگ بود:)
توصیف دوست داشتنی بود که باعث شد لبخند بزنم واقعا:)))
عکس هم زیباست واقعا من عاشق این تایم از روزم
و البته شعر آخرشم هم بسیار بسیار زیباست
واقعا لذت بردم