صادقانه بگم وقتی که با پادشاه پریان توی اینستا آشنا شدم فکر میکردم جود یه دختر مستقل و خفن و جدیه از اینا که حال هرکسی سر راهش باشه رو میگیره
ولی وقتی رمان رو شروع کردم فهمیدم اصلا اینطوری نیست به علاوه که سنش رو کمی بیشتر حساب کرده بودم
جود اشتباه میکنه، میترسه، وحشت میکنه، حماقت میکنه، تعجب میکنه و حتی وقتی احساس درموندگی داره اشتباه میکنه
یه شخصیت بی نقص و پرفکت نیست که فکر کنی از پس همه چیز بر میاد و همین باعث میشه باهاش همذات پنداری کنم
به علاوه جود با وجود آدم هایی که میشه گفت دوستش دارن بازم تنهاست و مجبوره خودش گلیمش رو از آب بیرون بکشه
این مستقل شدن اجباری برای یه دختر هفده ساله ای که با بحران وجودی طرفه باعث میشه برام جذابیت بیشتری پیدا کنه
نمیدونم چرا یهو دارم اینا رو میگم ولی اگه چیزایی که توی ذهنم بود رو نمیگفتم یادم میرفت
https://eitaa.com/piyanistoqaanos/3869
صادقانه بگم یه جاهایی از دنیاش فاصله میگیرم ولی وقتی دوباره میخونمش غرق میشم
من فقط جلد یک رو دارم که اونم مال من نیست و حتی نمیدونم کی میتونم جلد دو رو بخرم😂
هدایت شده از کیمیاگر فلسفه باف
سلام
من یه کیمیاگرم
چرا؟
چون تونستم غم هام رو تبدیل به شعر هام و متن هام کنم
و تونستم همزمان از دل این انفجار های شیمیایی زنده بیام بیرون