eitaa logo
مامادو♡
125 دنبال‌کننده
524 عکس
28 ویدیو
6 فایل
مامادو = مامان دوقلو + یک شهرساز و تسهیلگر قدیمی دست به قلم مبتدی مادرِ همیشگی @Zahrakashanipour
مشاهده در ایتا
دانلود
صادق هدایت تمام شد! حالا می‌توانم راجع به او حرف بزنم. نقدش کنم. داستان‌هایش را نسبت به هم تحلیل کنم. اثر هر کدام را روی دیگری را بگویم. نسبت تجربه‌زیسته هدایت و داستان‌هایی که نوشته را تحلیل کنم. کار سختی بود. کاری که خیلی وقت بود دنبالش بودم. ارزشش را داشت. حالا مغزم تحت فشار است. می‌خواهم با کسی حرف بزنم و از درکی که کرده‌ام بگویم. فرم‌های داستانی را توضیح دهم یا بنویسم. چیزی که ندارم وقت است. مغزم خسته شده. این دو هفته تحت فشار بود. یادم هست بعد جلال هم تا مدتی هیچی نخواندم. حالا اما می‌خواهم بروم سراغ غلامحسین ساعدی. خودش گفته که از هدایت تاثیر گرفته. می‌خواهم ببینم تاثیر هدایت چطور بوده. دلم سفر می‌خواهد. سکوت. جایی شبیه به قبر! احتمالا اثر هدایت است ولی همین که در اوج پوچی من را یاد مرگ انداخته خیلی خوب است! _________________________________
اگر روزی خواستید سراغ بروید با این ترتیب بخوانید اثرش بیشتر خواهد بود. لیست پیشنهادی ۱- داستان کوتاه زنده به گور « ۱۳۰۸» ۲- داستان کوتاه سه قطره خون «۱۳۱۱» ۳- رمان بوف کور ۱۳۱۵ در هند ۴- مجموعه داستان کوتاه زنده به گور «۱۳۰۹» ۵- مجموعه داستان کوتاه سه قطره خون «۱۳۱۱» ۶- مجموعه داستان کوتاه سگ ولگرد «۱۳۲۱» ________________________________ @Mamaa_do
وای که چقدر غلامحسین ساعدی روی اعصابمه!😬 اصلا خوب نیست… اصلا و من بعد مجموعه داستان کوتاه ترس و لرز و حالا تاتارخندان دارم فکر می‌کنم این که خوب نیست یعنی چه؟ و بدون فکر این جواب به ذهنم میرسد که هدایت استاد داستان‌نویسی بود که توقع من را از فرم بالا برده غلامحسین ساعدی فرمی ساده دارد. قابل پیش‌بینی. راوی اکثرا سوم شخص. توصیف‌ها ایستا ‌و گاهی پویا. این جوری که یا باید حواست به توصیف صحنه باشه یا خط داستانی. خیلی هم ساده و بدون درگیر کردن حواس ما و اصلا مرتبط با فضای داستان نیست و هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمی‌کند. اصلا ساعدی در داستان‌هایش جهانی نساخته! کاملا برعکس هدایت! ای لعنت به تو هدایت که انقدر خفن بودی! یک نسخه ترکیبی از جلال است و هدایت. نثرش نه روانی جلال را دارد نه توصیفات هدایت را. درون‌مایه سیاه است مثل هدایت و نقد‌های اجتماعی دارد مثل جلال! دارم زجر میکشم و تاتارخندان را جلو میبرم! مگر مجبورم! ولش می‌کنم. مگر عمر و اعصابِ اضافه دارم که بگذارم پای یک کار ضعیف! و البته یک موضوع تکراری را تکرار کنم که نویسنده جز تجربه زیسته نمی‌نویسد. غلامحسین ساعدی پزشک و شاعر و … بوده. در کتاب تاتار هم خودش را نوشته! پزشکی که عشقش را از دست می‌دهد و در فشار این سختی به روستای دورافتاده‌ی تاتارخندان مهاجرت می‌کند و تمام عقاید و خرافات مذهبی آن‌ها را زیر سوال میبرد! دو کتاب تاتارخندان و ترس‌ولرز را از غلامحسین ساعدی نخوانید! حالا می‌روم سراغ چوب‌به‌دست‌های‌ورزیل و بعد آی‌با‌کلاه‌وآی‌بی‌کلاه ….. _________________________________ @Mamaa_do
____________________________ سیمین دانشور، غلامحسین ساعدی و… جز انجمن نویسندگان بودند که بعد انقلاب به دیدن امام رفتن و بعدش سیمین از دیدار روایت‌های خیلی خوبی داشته اما ساعدی نه! _____________________
______________________________ هر چه جلوتر می‌روم علاقه‌ام به سیمین دانشور بیشتر می‌شود…📚❤️ مجموعه داستان کوتاه انتخاب را بخوانید. چند داستان دارد با رگه‌های انقلابی که روحِ آدم را به پرواز در می‌آورد. ___________________________
ساعدی یک‌ مطب داشته جنوب شهر. بدون ویزیت و با دری همیشه باز. محل تجمع روشنفکران اون موقع هم بوده. جلال، شاملو و… همه آن‌جا گعده می‌گرفتن. از همین چند کلمه می‌شود فهمید درون‌مایه داستان‌های ساعدی چی بوده. راست غلامحسین ساعدی چپ شاملو ___________________________________ @Mamaa_do
ساعدی استاد توصیف صحنه است. توصیف ارتباط آدم‌ها با هم نه صرفا شخصیت اصلی. همه‌ی این‌ها وقتی ساعدی نمایشنامه‌نویس می‌شود درست کار می‌کند. آی‌با‌کلاه‌آی‌بی‌کلا یک نمایشنامه است و خوب در آمده. دارم می‌خوانم و دوستش دارم. _________________________________ @Mamaa_do
جالبه آمار کانال از وقتی هدایت‌خوانی شروع کردم دارد کم می‌شود!😶🫥 حالا هم ساعدی‌خوانی و شروع ریزش مجدد! 😅 ‌ناگفته‌ نماند که ‌رفقا‌ در‌ خصوصی ‌ترکانده‌اند‌ و‌ اسکرین‌شات‌ من‌‌ خراب‌ است‌ که‌ با‌ شما ‌سوال‌های‌ خوب‌ آن‌ها‌ را‌ شریک ‌شوم👾 ______________________________
باشه‌قبول ولی ادامه می‌دهی و سینه‌خیز می‌آیی٫ _________________________________