14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه کار میکنیم که بچههامون دین گریز میشن؟
چه کار کنیم که علاقهمند بشن!؟
#فرزند_پروری
@mamanjoona
یادمه بچه که بودم میرفتیم مشهد زیارت امام رضا(ع)
بعد از زیارت مینشستیم تو رواق مامانم شروع میکرد به خوندن دعا و زیارتنامه و نماز و...
نمیدونم چقدر طول میکشید ولی حوصلهام سر میرفت دلم میخواست زود برگردیم .
دفعه بعدی دوست نداشتم برم حرم.
چند باری با بابا رفتم زیارت.
خیلی کیف میداد یه زیارت باحال رو دوش بابا بدون معطلی نهایت یه دو رکعت نماز
بعد گردش تو موزه و کتابخونهی حرم بعدشم تو راه خونه مهمون میشدم به یه بستنی قیفی😋
خیلی میچسبید.😀
بزرگتر که شدم شاید کلاس سوم چهارم ابتدایی بودم بازم همین بود ولی یه مشکل دیگه هم اضافه شده بود ؛ از این حسی که داشتم عذاب وجدان میگرفتم.
هم حوصلهام سر میرفت و دیگه دلم نمیخواست دفعه بعد بیام حرم هم بابتش از دست خودم ناراحت بودم.
از طرفی ، دیگه بزرگ هم شده بودم و نمیتونستم با بابا برم زیارت.
(درگوشی بگم با خودم فکر میکردم خوش به حال داداش کاش منم پسر بودم🤫😅😂)
#تجربه
@mamanjoona
میدونم بعد مدتها که قسمت میشه بری زیارت دلت میخواد حسابی دل بدی به مناجات و بری تو حال خودت ولی حواست به بچهها باشه،نکنه خسته و دلزده بشن.
کی میگه زیارت و قبولیش در گرو دعا و مناجات و تموم کردن مفاتیح و قرآن تو حرمه!؟؟
دادن حس خوب به بچه تو مکانهای معنوی و ساختن خاطره خوشایند بهتر و بالاتره..
#فرزند_پروری
@mamanjoona
الآن که فکر میکنم میبینم حتی یه بار اعتراض نکردم یا غر نزدم که بسه پاشو بریم ،حوصلهام سر رفت.
یا دفعه بعد بگم من نمیام و بهانه بگیرم.
حتی از خودم ناراحت هم بودم و عذاب وجدان میگرفتم
چه دختر خوبی بودماا😅😂
@mamanjoona
فکر کنم هر شب به خودش قول میده فردا خرابکاریهای جدیدتر و خارق العاده تری انجام بده😂😂
فقط طفلی هنوز درسشون به کاربرد سایه نرسیده همه رو مالیده بود دوردهنش🤦♀🤣
« حالا با خودت نگی عجب مامان شلختهای دارن وسایلشو جمع نمیکنه یا حواسش به بچههاش نیستاا؛ نه! جاش امن بوده خودمم نمیدونم چجوری برداشته🤔😅»
#بازیگوشی
@mamanjoona
.
روز اول که میخواستم برم مدرسه و دلهره داشتم بهم گفت مدرسه خونه دومته و معلم مادر دوم ، اینجوری خیالمو راحت کرد.
ولی هیچ وقت کسی بهم نگفت مادر ، معلم اولته...
او بود که با حوصله کلمه به کلمه باهام حرف زد تا صحبت کردن یاد گرفتم.
دستمو گرفت و تاتی تاتی راه رفتن یادم داد.
تو اوج عصبانیت خشمشو قورت داد و گذشت آموختم.
ناراحتیها و مشکلاتشو به دل ریخت و با یه لبخند ته دلمو قرص کرد؛انگار هیچ اتفاق نیفتاده و مهربانی رو بهم یاد داد.
وقتی هزار تا کار عقب افتاده داشت و خسته بود دل به دلم داد و باهام بازی کرد تا فداکاری رو یاد بگیرم.
وقتی خودش مریض بود و نای ایستادن نداشت قربون صدقهام رفت و نازمو کشید تا یه لقمه غذا بخورم و از خودگذشتگی رو بیاموزم.
وقتی از سروکولش سرنماز بالا رفتم و رو تُرش نکرد ، یا وقتی تو روضه زیر چادر آروم آروم اشک میریخت به نگاه مظلومانهام لبخند زد و اشکاشو پاک کرد یا قبلتر همراه شیره جونش جرعه جرعه حب اهل بیت رو تو دلم جا کرد.
و...
او اولین و تنها معلمی بود که با رفتارش انسانیت ،اخلاق ، معرفت، ایمان و بالاتر از همه اخلاص رو بهم آموخت.
مادر عزیزم #روز_معلم بر تو مبارک.
#مادرانه
@mamanjoona
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ته تغاری از صبح بهانه میگرفت و چسبیده بود بهم.
از بغلم پایین نمیومد نذاشت هیچ کار کنم یه کم انگار سرماخورده.
رفتیم تو حیاط یکم چرخید و با لاکی حیوونی بازی که چه عرض کنم اذیتش کرد.
بالاخره دست از سر من برداشت
الآنم داره با داداشی بازی میکنه.
منم برم به ناهارم برسم.😁
@mamanjoona