حالا ما دو تا نهایت سه تا بچه میاریم توقع داریم جنسمونم جور بشه😅
امروز کلی کار دارم🙃
دارم آلبالوجات درست میکنم😁
کمپوت ، مربا ، لواشک ،ترشی و شربت آلبالو
آلبالوهام از تولید به مصرفه😊
#مامان_خودکفا
#سبک_زندگی
@mamanjoona
نیروهای کمکی که با علاقه مشغول کارن😀
صورت و دست و پای خاله ریزه دیدنیه😆
#فرزند_آوری
#فرزند_پروری
@mamanjoona
مامان جونا اگه میخواین درِ شیشههاتون سالم بمونه و برای سری بعد قابل استفاده باشه و به اصطلاح ، شیشه هوا نکشه و رب یا کمپوت و ... خراب نشه؛
با چاقو و قاشق نزن زیرش که هواگیری کنی ، در شیشه رو با سشوار یا روی حرارت گرم کن یا برعکس کن و درش رو بذار تو آب داغ.
بعدش بده آقای خونه بگو من که نتونستم میشه شما با اون برو بازوی پرتوان برام بازش کنی؟😉
هم ترفند هم دلبری😂🤪
#تجربه
@mamanjoona
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلاااام صبحت به خیر و نشاط☺️
الهی خیلی زود یه فرشته بیاد تو زندگیت و همینجوری فوت کنه به گرفتاریهات ، برن که برن...
حالا اگه تو فوت کردن هم موفق نبود به هم بمالونه بریزن زمین😅😂
@mamanjoona
از خواب پاشده صورت نشُسته، جیغ و فریاد که اناس(آدامس) میخوام.
جیغ نههااا جییییغ ،همراه کوبش پا بر زمین و اشک روان و پرتاب متکا و...
_پسرم تو خونه آدامس نداریم!به جاش شکلات بدم؟
+نهههه!! من اناس میخوااام😫😭😡
_منم بیسکوییت میخوااااام،زود باش من بیسکوییت میخوام😢
+😦از چوجا بیالَم !!!؟ندالیم.(یهو جا خورد و از گریه و فریاد یادش رفت😁 )
_من مییییخوام ! ببین تو جیبت هست.
+بیا ببین ندالم🥺
_عه!!نداری!!؟ منم آدامس ندارم ،حالا چه کار کنیم!!؟؟
+بگیم بابا بِخَله💡😃
_خب باشه.
+حالا شکلاتو بهم میدی!؟
خوشحال و شاد و خندون در حالی که هنوز اشک رو لپش بود شکلاتو گرفت و رفت😂
#بازیگوشی
@mamanjoona
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیا تجربه کردن!؟😂😂
دستا بالا✋
@mamanjoona
واگویههای مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
_پاشو دیگه دخترم مدرسهات دیر میشههاا. +نههه،من دیگه نمیخوام برم مدرسه. _چرا دخترم!!؟ + همه حروف
یکشنبه ظهر:
با لب و لوچه آویزون ،چشمهایی که معلوم بود کلی گریه کرده و بغضی که منتظر یه جرقه بود تا دوباره...
_چرا دختر من ناراحته؟
+تا ۳ماه دیگه نمیریم مدرسه ، دیگه دوستام و خانوممونو نمیبینم😢
_آخییی دلت تنگ میشه براشون!؟ منم کلاس اول بودم بهم گفتن ۳ ماه تعطیلیم فکر میکردم یعنی ۳ روز🤦♀ بعد که فهمیدم خیلی زیاده مثل تو کلی غصه خوردم🥺
.
.
.
دوشنبه صبح:
_من میخوام برم مدرسه،چرا آبجی هنوز میره منم میخوام برم.
+حالا بیا صبحونه بخوریم تا بعد ببینیم چی میشه..
همیشه خدا خدا میکنیم شرایطی که توش هستیم تغییر کنه و برسیم به حالت بهتر ؛غافل از اینکه زندگی همین لحظههاست باید قدر بدونیم و لذت ببریم.
بعد که رد میشیم و میرسیم به موقعیتهای دیگه حسرت گذشته رو میخوریم و با آه و ای کاش در موردش صحبت میکنیم!
#جوجهی_معلم
@mamanjoona
راستش منم یه غم و حسرتی به دلم نشست🥺
پوشه کارشو که ورق میزدم از اول مهر تا الان ...
روزایی که فقط سرمشق مینوشت ، بعدش اولین کلمه آب بود ، وقتی با نوشتن "بابا آب داد" دل باباشو برد.
اوایل که "ب" و "د" رو قاطی میکرد ، ذوق ساختن کلمات جدید با حروفی که یاد گرفته و گفتن دیکته.
انواع و اقسام ترفندهای آموزشی، کارت حروف، دفتر روزنامه ، نقاشی با حروف ...
روزی که با یه نقاشی و جمله "مامان دوستت دارم" از مدرسه اومد و...
با تمام فراز و نشیبها ، سختیها و شیرینیها قدم به قدم رشد کرد و باسواد شد.
انگار به یه نابینا دو تا چشم بدن ، از یه جای تاریک و مبهم اومد تو نور و روشنایی...
بالاخره پرونده کلاس اولی هم بسته شد.🥲
(البته فعلا😉)
تو هنوز تحت تاثیر قرار نگرفتی!؟؟🤨
ببین!
دیگه تو واگویهها جوجهی کلاس اولی نداریماااااا
جواب داد یا بگم احسان علیخانی بیاد!!؟؟😂
#مادرانه
@mamanjoona