eitaa logo
واگویه‌های مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
351 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
808 ویدیو
13 فایل
اینجام تا از مادرانه‌هام و لذت نابش بگم،دل به لطافتِ کودکانه‌ی فرزندانم بدم،همراهشون بزرگ بشم و از نشاط و انگیزه‌ای که از بودنشون میگیرم برات واگویه کنم.شاید تو هم علاقه‌مند شدی مظهر صفت خالقیت خداوند بشی. کپی ممنوع❌ فوروارد ✅ @meshkat_99
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر مادر نشده بودم عطر موهای پسرم را نداشتم . اگر مادر نشده بودم چال گونه ی دخترم را وقتی می خندد نداشتم. اگر مادرنشده بودم یکی از عطرهای بهشتی دنیا را از دست می دادم . اگر مادر نشده بودم بی شک یکی از بهترین های دنیا را از دست می دادم ... @mamanjoona
👦:ابجی! ببین طهورا اذیتم می‌کنه 🧕:تو هم باهاش دوست نباش 👧:بام دوس بِباش🥺 @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی‌ نصف‌ غصه‌هامون ، بخاطر‌ اینه‌که‌ باور‌ نداریم‌ اگه‌ خدا بخواد یه‌ چیزی‌ بشه‌ عالمم‌ نخوان ، میشه... اگر هم خـدا‌ نخواد‌ محاله‌ بشه پس‌ غصه‌‌ی چی‌ رو‌ می‌خوریم!؟ @mamanjoona
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از هزاران نسخه دروغین یهود برای شیعیان... چقدر بابت همین موضوع خانم‌ها میشن!!؟؟ میدونستی رتبه اول سزارین در دنیا متعلق به کشور شیعی ایرانه!! @mamanjoona
نسل بعد وقتی قرار بشه نداشته‌ها و کمبودهاشون رو نقاشی کنن! @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چه کپشنی میشه نوشت برای اینکه مخاطب این متن زیبا رو بخونه؟ @mamanjoona
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازیگر حرفه‌ای فقط بچه‌هان، بقیه اداشونو درمیارن.😂😂😂 @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توحید را باید از کودکان آموخت! آنقدر حول ریسمانی بنام « مادر » موحّدند، که اگر در کنارش باشند و هیچ مخلوق دیگری نباشد، تنهایی اسیرشان نمی‌کند! می‌نشینند گوشه‌ای از خانه، همانجا که امتداد نگاهشان، به سایه‌ی مستحکم مادر گره می‌خورد، و فقط همین‌جاست که دیگر برای اجرای بزرگترین نقشه‌های دنیایشان، آماده‌اند! هرجا گره‌ای به کارشان می‌اُفتد، نه می‌ترسند و نه جا می‌زنند؛ رو می‌کنند به مادر ... و با نگاه عجزآلودی، باقیِ کار را ، با یقین بدو می‌سپارند. یقین به اینکه؛ مادر هست و من برای ادامه‌ی راه، تنها نیستم. ماجرای همین کودک و مادر است؛ ماجرای ما و خدا ! عَبْدی که آموخته، فقط همان گوشه ای از دنیا را برای بازی انتخاب کند؛ که امتداد نگاهش، سایه‌ی مستحکم خدا را ببیند، هرگز در هیاهوی بازیهای دنیا گم نخواهد شد. دورترها، خطرناکند! و او تا دایره‌ای می‌تواند، به دنیا مشغول شود؛ که چشمانش از دیدنِ حضور دائمی خدا، عاجز نشوند! آنوقت زیر سلطنتِ نگاه چنین خدایی، نه هرگز هراسی به دلش می‌اُفتد و نه از گشودنِ گره‌های مداومی که به کارش می‌اُفتند ناتوان می‌شود! هرجا به بن‌بستی رسید، چشمانش می‌دود دنبال سایه‌ی مستدامِ خدا که بر وجودش حاکمیت می‌کند و با نگاهی عجزآلود که بوی یقین مید‌هد، باقیِ کار را به خدایی می‌سپارد که آسان کننده‌ی امور است! نه ترسی او را می‌دَرَد، و نه تنهایی احاطه‌اش میکند! دارایی او خدای بالا بلندی است که در انتهای هر راه بندانی برای گشودن جاده‌ای نو، ایستاده به شرط آنکه آنقدر دور نشده باشد که دیگر نبیندش. شاید @mamanjoona