حالم امروز خیلی بهتره با مامانم و عمم برنج دم انداختیم دیگه باید بریم سفره بندازیم
با صحبت های مامانم خیلی خوشحال شدم دعا کنید کارش درست بشه بتونه بره
سومی موقعیت پدر و مادرم که مادرم واقعا تو عذابه پدرم هیچ اقدامی برای طلاق نمیکنه هرچی حرف میزنم باهاش اصلا قدمی بر نمی داره
مامانم این دفعه خیلی بهتر از طلاق حرف میزنه و میبینم که باهاش کنار اومده کمی..
داشتیم حرف میزدیم که بعد طلاق کجا میره؟ زمینش کی به فروش میرسه که بتونه برای خودش یه خونه دست و پا کنه؟؟ فعلا نگه داشته بعد زایمان زنداداشم که برادرم فکرش مشغول نشه
دعا کنید که مادرم ازاد بشه:))
https://eitaa.com/mami1580/1262
بگو ما غریبه ایم و تو رو نمیشناسیم ، حداقل چنل زدنت یه کمکی بهت کنه
همین که درد هاتو بگی و تو دلت نمونه بنظرم یه کمکی به خودته
--
چنتا ناراحتی دارم اولیش از برخورد اطرافیان و فامیل چرا ؟ برادرم بعد ازاینکه نصف مهمونا رفتن رفت و بایه جعبه شیرینی برگشت و گفت شیرینی تولد من و برادرم خیلیا بهش تبریک گفتن و گفتن که باید شامم بدی ولی حتی یه نفرم به من حرفی نزد! بحث تولد و تبریک زیاد برام مهم نیست بحثم سره اینکه اصلا انگار وجود ندارم حتی همون برادرمم هیچی نگفت یا زنش یا بقیه . . .
یکیش این بود. . .
دومی رفتم خودم و وزن کردم و دو کیلو اضافه کردم با هیچی نخوردن فکر میکنم قندمم رفته بالا حسم میگه الان به پسربزرگه گفتم حتما برای این هفته وقت ازمایش و دکتر بگیره بریم ببینم تو چه وضعی هستم خیلی ناراحتم بابتش. .
هرکی متوجه میشه قند دارم تعجب میکنه میگه زوده که. ..
اره زوده .. .
﹏خونـهِامنِمآمانـی˖⑅
https://eitaa.com/mami1580/1262 بگو ما غریبه ایم و تو رو نمیشناسیم ، حداقل چنل زدنت یه کمکی بهت کنه
مرسی عزیزم واقعا خیلی حرفارو نمیشه به هیچ اشنایی زد
خیلی چیزارم نمیتونم به همسرم بگم چون ناراحت میشه که باهام اینطوری برخورد میکنن