خب استارت خوابوندن محمدرضا یه ربعی هست که شروع شده ببینم کی خوابش عمیق میشه حدس میزنم تا ۱۲ نیم طول بکشه
این دو ماهی که از پستونک گرفتم دیگه خودش نمیخوابه باید بزارم رو پام تکون تکون بدم تا خوابش ببره جدای این باید یطوری راضیش کنم که بیاد دراز بکشه خوابش ببره به سختی راضی میشه
همه پستونکاشو به غیر دوتاش تا الان جمع کردم یادگاری باورتون میشه؟ تاحالا ندیدم نشنیدم کسی اینکارو بکنه کسی میشنوه باورش نمیشه که همچین کاری کرده باشم براشون یطوری مسخره میاد
-پسر کوچولوم وقتی جلوی چشمش نباشم سریع میفهمه و مامان مامان کنان میوفته تو خونه دنبالم (。♡‿♡。)
وقتی میبینم اینقدر وابستمه اینقدر دوستم داره با خودم میگم دختر تو این موجود کوچولورو داری که خیلی دوست داره پس نباید ناراحت باشی سخته میدونم ولی بخاطر پسرتم که شده نسخه پروی خودتو باید روشن نگه داری برای گذروندن زندگیتون
خلاصه که مرد کوچیک من امید زندگیمه ♡♡. ..
اینا رو خیلی وقته فرستادم پسرمم الان خوابش عمیق شد برم یچیزی بخورم ضعف کردم🥱
حس میکنم از سریال دیدن خسته شدم سریال نبینم جاش میتونم کتاب بخونم این خیلی بهتره یه قسمت مونده تموم بشه دیگه فعلا اگه شیطون گولم نزنه دیگه سریال نمیبینم
آخ اوا منم دلتنگم.. .
دلتنگ فرش و کمدمم دلتنگ سینکی ام که روزی چندبار با دستمال خشکش میکردم که لک نشه . .
دلتنگ ماشین لباسشویی هستم که هفته ی دوبار روشنش میکردم . .
خلاصه که دلم خیلی تنگه. .
: )
خب امروز؟؟ امروز فسقلی ۹ صبح با گریه بیدار شد بچم🥺 دیگه صبحونه خورد با پدرشوهرم رفت خرید منم دوباره خوابیدم تا ۱۲ که اومدن بیدار شدم رفتم خریدارو جا به جا کردم و ظرفای تو سینک و شستم گازو دستمال کشیدم به خودمم رسیدم نشستم یکم برای خودم حال کنم🙂↕️