﹏خونـهِامنِمآمانـی˖⑅
از داستانش خیلی خوشم اومد و اخراشم دار ه تموم میشه کتاب خوندن خیلی حس خوبه بهم میده این روزای سخت..
ساعت ۱۱ نیم رفتیم سمت جاده جمکران اطرافش وایسادیم چایی خوردیم و هوایی نفس کشیدیم هوا خیلی خنک و دلچسب بود دماغم یخ کرده بود( ꈍᴗꈍ)
بعد رفتیم طرف بستنی فروشی مرسا (قمیا میدونن کجاست سمت مرجعیت) بستنی خوردیم ولی هیچ عکسی ندارم ازش بستنی من وانیلی شکلاتی بود اگه قم اومدین حتما برین امتحان کنید
اومدیم خونه و مشغول خوابوندن کوچولوام که خیلی امروز خسته شده(◍•ᴗ•◍)❤
بچم چشمش ازاین شوره سفیدا زده براش کرم مخصوصشو گرفتم باید خوابش عمیق بشه که بتونم بزنم به چشم نازش🥺🧑🍼
بچه ها کانال قشنگه؟ کل پستایی که گذاشته میشه منظورمه ؟
نظرتون بگین بهم🪷
.
آنچه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است گر از باده مست. . .