دوتا لباس خونگی ام برای خودم خریدم خرید کردن تو هر موقعیتی حس خوبی به ادم میده قبول دارین؟
﹏خونـهِامنِمآمانـی˖⑅
-
با مامانم شام درست کردیم / لباسام و رفت یه مدل دیگه برداشت / پسربزرگه اومد شام خوردیم / ظرفارو شستم سفر رو جمع کردم / محمدرضارو تمیز و مرتب کردم / نشستم تو ماشین رفتیم خونه جاریم چایی بخوریم / پسر کوچولوم تو راه خوابید بغلش کردم بردم بالا تو خونه جاریم چایی خوردیم یکم صحبت کردیم رفتیم طرف خونه / بارون شروع شد. ./ رفتیم پسرم و گذاشتم خونه تو اتاق خواب بود / گوشیم و برداشتم بریم یکم دور بزنیم و یکم چیز میز بردارم از خونه رفتم توی خونم گریه کردم بغض کردم / اومدم خوابیدم پیش پسرم. . .
بغض بغض بغض گریه بغض بغض گریه بغض بغض گریه بغض بغض گریه. . .
هر چقدر تلاش کردم قوی باشم بی اهمیت باشم فکر نکنم گریه نکنم مقابل کسی که تو بچگی ازار جنسی بهم داده همش با دیدن دوبارش دود میشه هوا . . .