از ساعت شیش تاحالا ظرفای ناهار و شستم ناهار فسقلی و دادم بالکن رفتم نون درست کردم ظرف کثیفای نون شستم لباسای پسربزرگه رو اوتو کردم بقیه لباسارو تا کنم برن تو جاشو حالا شام درست کنم🎀
.
دل خود به روزگارِ جوانی کباب بود
مویِ سفید شد نمکی بر کبابِ ما. . .
.
آه، يک روز همين آه تو را می گيرد
گاه يک کوه به يک کاه به هم می ريزد. . .
و مهم ترین کار امروز پروسه مای بیبی🥴 حس میکنم کمر برام نمونده واقعا میخوام بشینم براش گریه کنم😭😭😭😭