✧*خونـهِامنِمآمانـی˖⑅
چایی دوم هستن اینم خوراکی گل پسر💆♀
بعد این یکی ام با پسربزرگه خوردم و ترکیدم 😌
به یه قسمت روز رسیدم که دوست دارم کسی کاری به کارم نداشته باشه فقط برای خودم باشم
پسربزرگه یکم پیش میگه خسته نمیشی؟ فسقلی اینهمه از صبح شیطونی میکنه میریزه و ....
گفتم چرا خسته نیستم میدونی همین الان چند جای بدنم درد میکنه ؟ میدونی اصلا استراحت نکردم؟ میدونی چقدر بلند میشم میشینم و شاید ساعت ها نشینم؟ میدونی دستام چقدر تو آبه ؟ میدونی شبا چقدر بیدار میشم میخوابم؟
میدونم که میدونه وقتی میشینه با فسقلی اروم صحبت میکنه که من نشنوم بهش میگه مامان و کمتر اذیت کن به مامانت کمک کن من نیستم به مامان محبت کن. ..
ولی خستم چه شب ها که همینطوری نشسته فسقلی تو بغلم بوده خوابیدم. . .
ولی دوست دارم عاشق این موقعیتم هستم و چقدر بابتش خداروشکر میکنم. . .
ممنونم خدای مهربونم که من و مادر کردی. . .🫧