﹏خونـهِامنِمآمانـی˖⑅
. این موقع روز که میشه دوست دارم یکی بیاد خونمون دوستی فامیلی بشینیم حرف بزنیم چایی بخوریم سرگرم بشی
پسرکوچولوی مامان منو ببخش که حالم خوب نیست ببخش که اگه حوصلت سر میره من خودم برای خودم مهم نیستم ولی تو برام مهمی من دارم تموم تلاشم و میکنم که برای تو خوب باشم برای هر چیزی حوصله نداشتم باشم برای تو دارم. . .
من عاشق وقتایی ام که بی بهونه بغلم میکنی بی بهونه ماچم میکنی وقتی بهت میگم چنتا دوسم داری میگی دوست بزرگ من بغض میکنم برای تک تک ثانیه هات قربونت بشم. .
.
"بین ضلوعی، وطن یخصّك..."
در میانِ سینهام، وطنیست که متعلق به توست. . .
.
دلم
پرندهیِ کوچکیست
که مهرِ تو را به جانش دوخته. . .
میدانم عجیب است!
آسمانی بر دلِ گُنجِشکی باشد. . .
پسر کوچولوم عادت کرده که حتما باید سر کوچولوش رو دستم باشه تا بخوابه🥹🩵
وقتی خوابه دستم میکشم بیرون تو خواب هی میچرخه تا برسه بهم تا میرسه بهم دستم و بغل میکنه میخوابه من دیگه هیچی نمیخوام از این دنیای بزرگ🫧
همین که یه موجود کوچولوی ناز عشقولی هست که دوستم داره من دیگه به هیچ چیزی نیاز ندارم🩵🥹