اون روز که رفته بودم خونه مادربزرگم رفتم از کمد مامانم یدونه از روسریاش که خیلی میپوشید با خودم اوردم. .
واقعا از صمیم قلبم هیچ علاقه ای به شنیدن صدا ندارم ولی جواب تلفنتو اگه دوباره زنگ زدی میدم من زنگت نمیزنم زنگ زدی جواب میدم تا چنتا سئوال بپرسم که واقعا چرا؟ دلیلت چیه؟ فقط برای اینکه به سئوالای تو ذهنم جواب بدم اگه هم زنگ نزدی مهم نیست
🎀چرا همسرت دوست نداره جاهای شلوغ و اینا ببرتت؟
+
همسرم که دوست نداره قبل همسرم خودم خوشم نمیاد کلان جاهاش شلوغ برم و تو چشم باشم دیگه مگه کاری و موقعیتی پیش بیاد که مجبور باشم
از نگاهایی که بهم حس ناامنی میدن متنفرم. . امروز خیلی سعی کردم اوکی کنم خودم و با موقعیت با ادماش راه بیام و بی حوصلگی نکنم ولی دقیقا اون دقیقه های اخر یه نگاه نا امن ر...د تو حال و روز و اعصابم
الان باید خوابیده باشم و خواب دختر نازم که موهای طلایی داره ببینم ولی بیدارم و با غم های بی پایان دست و پنجه نرم میکنم متأسفانه. . .
وقتی کلاس طراحی میرفتم و حتی قبلش آرزوم این بود که طراح موفقی بشم برم جلو جلو تا بشم طراح دیجیتال. . آرزوم بود یه تبلت خفن بگیرم و با قلم شیک و جذابش خط به خط طرح بکشم. . این آرزوم که طراح دیجیتال بود دفن شد من فقط تا اونجای راه که طراح بشم رفتم و وایسادم. .