از نگاهایی که بهم حس ناامنی میدن متنفرم. . امروز خیلی سعی کردم اوکی کنم خودم و با موقعیت با ادماش راه بیام و بی حوصلگی نکنم ولی دقیقا اون دقیقه های اخر یه نگاه نا امن ر...د تو حال و روز و اعصابم
الان باید خوابیده باشم و خواب دختر نازم که موهای طلایی داره ببینم ولی بیدارم و با غم های بی پایان دست و پنجه نرم میکنم متأسفانه. . .
وقتی کلاس طراحی میرفتم و حتی قبلش آرزوم این بود که طراح موفقی بشم برم جلو جلو تا بشم طراح دیجیتال. . آرزوم بود یه تبلت خفن بگیرم و با قلم شیک و جذابش خط به خط طرح بکشم. . این آرزوم که طراح دیجیتال بود دفن شد من فقط تا اونجای راه که طراح بشم رفتم و وایسادم. .