راهکارهای انس روزانه با قرآن.docx
17.8K
راه کار های انس با قرآن مدیریت مدارس امین
از عقابی پرسیدند:
آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟
عقاب لبخند زد و گفت:
من انسان نیستم
كه با كمی به بلندی رفتن
تكبر كنم!
من در اوج بلندی
نگاهم همیشه به زمین است.
🎈💫🎈💫🎈💫🎈💫🎈💫🎈
شعر كودكانه ميلاد امام حسن عليه السلام
در باغ سبز زھرا
از دامن مرتضي
شكوفه اي دميده
حسن ز ره رسيده
🎈💫🎈💫🎈💫🎈💫🎈💫🎈
شعر كودكانه به مناسبت ميلاد امام حسن(ع )
ز حُسن روي ماھش
عالم گلستان شده
محمد مصطفي
شادان و خندان شده
امام دومين است
چراغ راه دين است
از طرف خداوند
رھبر مؤمنين است
نيمه ي ماه خدا
ميلاد مسعود اوست
چھره ي پر نور او
چقدر قشنگ و نيكوست
شاعر: مجيد ناصری
#شعرکودکانه
پدرش بود علي(ع)
مادرش فاطمه(س)بود
مهربان مثل پدر
خير خواه همه بود
بود او در همه عمر
با بدي ها در جنگ
و بدش مي آمد
از فريب و نيرنگ
نگران اسلام
نگران حق بود
دل او در سينه
آسمان حق بود
راه او راه خدا
صلح او مثل جهاد
صلح او آزادي
بر مسلمانان داد
او گلي بود که از
هر گلي بهتر بود
بود زيبا خوشنام
شکل پيغمبر(ص)بود
💠 شاعر : جعفر ابراهيمي (شاهد)
#شعر_کودکانه
🌺 ولادت امام حسن مجتبي (ع)
دومين کبوتري
دومين گل سپيد
بهتر از تو، مهربان
در جهان کسي نديد
بر سر يتيم ها
سايه ي نوازشي
با دلي پر از دعا
غرق در نيايشي
مي رسد به گوش تو
نغمه ي سلام ما
هر کجا که مانده اي
دومين امام ما
غنچه ي محمدي
توي باغ مخملي
نام نيکويت حسن
پاره ي تن علي
💠 شاعر: علي باباجاني
#شعرکودکانه
🌺تولد امام حسن (ع)
آي بچه ها آي بچه ها
داريم دوازده تا امام که جدشون پيامبره
اول علي مرتضاست دوم عزيز حيدره
حسن(ع) امام دومه لقب گرفته مجتبي
زهرا (س) نام مادرشه باباش علي مرتضي(ع)
تولد امام ما بود نيمهي ماه رمضون
خوشحالي بود روي زمين گل ميباريد از آسمون
اين نوهي کوچولو رو رسول (ص) رو شونه هاش ميذاشت
مثل علي (ع) و فاطمه (س) اون رو يه دنيا دوست ميداشت
حسن (ع) که بود مثل پدر پاک و شجاع و بيريا
بعد شهادت علي (ع) شد جانشينِ مرتضي (ع)
💠شاعر: نجمه سادات هاشمي
💠مسخره نکردن
امام حسن(ع)و امام حسین(ع)در حال بازی بودند که پیر مردی را دیدند که مشغول وضو گرفتن بود اما وضویش اشتباه بود.آنها دست از بازی کشیدند.کنار آب رفتند بدون اینکه او را مسخره کنند و یا اشتباهش را به رویش بیاورند مشغول وضو گرفتن شدند و با صدای بلند (طوری که پیر مرد بشنود)، میگفتند وضوی من کاملتر است تا پیرمرد نگاه کند.بچهها به پیر مرد گفتند: وضوی کدامیک از ما کاملتر است؟ وقتی وضوی بچه ها کامل شد، پیرمرد گفت : عزیزان من وضوی هر دوی شما صحیح است و من اشتباه میکردم.
⭕️ منبع:داستانهای بهشتی - دکتر اعظم فعال
💠دعوت کودکان
روزی گروهی از کودکان مشغول بازی بودند. تا چشم آنان به امام حسن مجتبی(ع)افتاد، آن حضرت را به مهمانی خود دعوت نمودند.امام حسن(ع)نیز به جمع کودکان پیوست و با آنان غذا خورد.بعد هم آن بچه ها را به خانه خود دعوت کرد و به آنان غذا و لباس نو هدیه داد.با این همه محبت، امام(ع) فرمود:بخشش این بچه ها بیشتر از من بود.آنان هرچه داشتند به من دادند، درحالی که من بخشی از آنچه را داشتم، به آنان دادم.
⭕️ منبع:مجموعه داستان دوستان(مهدی وحیدی صدر)