مَأمول
اشکی ریختین هدیه به صاحب الزمان...
دِل از هرکَس ربودی
عاقبت روزی شهیدت شد!
به قرآنت قسم،
اینگونه فرجامیست مارا هم...
برای شروع نماز شب، منتظر فرصت و حال معنوی و سال جدید و از فردا و ... نباش!
همین امشب شروع کن که دیره...
من در مراسمهای رسمی و یا مهمانیها میدیدم که چطور افسرانِ عالی رتبهی ارتش!
دست و یا حتی کفشِ محمدرضا(پهلوی) را میبوسند...!
محمدرضا از اینکه گروهی از فرماندهان بلند
پایهی ارتش با آن لباسهای پر زرق و برق، جلویِ او صف میکشیدند و به ترتیب
دستش را میبوسیدند، بسیار لذت میبرد!
این افسران فاقد هرنوع شخصیت بودند...
در واقع 'ارتش' به یک تشکیلات نمایشی تبدیل شده بود...
ارتشی که همه چیز داشت!
به جز افرادِ زبده و با غیرت.
'خاطرات فریده دیبا، مادر فرح پهلوی'
مَأمول
من در مراسمهای رسمی و یا مهمانیها میدیدم که چطور افسرانِ عالی رتبهی ارتش! دست و یا حتی کفشِ محمد
من اینجا نمیتونم فیلم بذارم
اگر نه فیلمی که پای شاه رو میبوسن تدوین کردم
این خاطرات رو میذارم
هرجا تونستید به خصوص برای دوستانتون
از قشر خاکستری و یا حتی سلطنت طلب!
ارسال کنید.