کسی از غمِ امیرمؤمنان، روز عاشورا نمیگوید
کسی نمیگوید که مولای ماهم پدر بود و دل داشت
مولای ماهم دست و پا زدن پسرش را دید
مولای ماهم دید که پسرش تَلَظی میکند و آب را صدا میزند
مولایِ ما دید که انگشتر غارت شد
مولای ما هم شهادت پسر را دید و هم شهادت نوه«ها» را
مولای ما عمامه به زمین کوبید...
از کجا معلوم؟
شاید مولای ماهم زیر لب گفته باشد
«پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند...»
مولای ما خیلی حرف و روضهی نگفته دارد.
هدایت شده از شهاب پارسا
همسر شهید مصطفی صدرزاده از مدافعان حرم تعریف میکرد که یهبار بچهشون رو برده بوده پارک، آقا مصطفی زنگ میزنه و میگه خودم میام دنبالت و چون هردومون بیرون از خونه همیشه سرمون پایین بود و اطراف رو نمیدیدیم، متوجه همدیگه نشدیم، تا اینکه من دیدم چقدر کفشاش آشناس. نگاه کردم دیدم مصطفیست و رد شده. صداش زدم آقا مصطفی برگرد.
اینو نوشتم تا بگم من هنوز هم اعتقاد دارم جزئیات هستن که آدما رو به مقام شهادت میرسونن؛ همین حیایی که داره کمرنگ میشه، زبانی که بهراحتی داره غیبت میکنه، قلمیه که به راحتی داره تهمت میزنه و...
توبه و بازگشت به سویِ پروردگار متعال، از اوجب واجبات است و ترک آن مانند ترک هر واجبِ دیگری، حرام است و گناه بزرگی محسوب میشود.
افزون بر این، گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، رحمت و عَفو خداوند از آن بزرگتر است...و خدا وعده داده است که همهی گناهان را میبخشد، وعدهی خدا حَق است.
علامه طباطبایی رحمت الله علیه، جملهی امیدوار کنندهای داشتند که بسیار مورد تأکید ایشان بود، ایشان میفرمود:
توبه بنده گناهکار، میان دو توبه از خداوند سبحان پیچیده شده است.
قرآن کریم در آیاتی به این نکته اشاره دارد.
یعنی چی؟
یعنی گنهکار یک مرتبه و خداوند دو مرتبه توبه مینماید!
اولین توبه خداوند سبحان وقتی واقع میشود که «توفیق» توبه را به بنده خویش عطا میفرماید و توبه دوم هنگام «پذیرش» توبه بنده از سوی حق تعالی صورت میپذیرد.