تمام شهدای کربلا حسرت دارن
ولی من خودم بیشتر از همه
حسرت اون شهید گمنامی رو میخورم
که سپر بلاتون شد و موقع نماز خوندنتون تیر خورد
هیچ انسانی در دنیا قد اون خوشحال نبوده، نیست و نخواهد بود
اینکه آخرین لحظهی زندگیت
ببینی امام زمانت بعد از سجده
نشسته
پلک میزنه
نفس میکشه
لبهای خشکش تکون میخوره و ذکر میگه
پیشونیش هنوز سنگ نخورده...
نیزه نخورده
لگد به پهلوش نخورده
آخرت خوشبختیه...
خدایا قسمت کن.
همهجا صحبت از شماست آقای رئوف
یا علی بن موسی الرضا...
هرکی دلنوشتهای برای شما نوشته
و دل نوشتهی من فقط همین شعره:
یابن شبیبی گفت دل ها زیر و رو شد
این حرف سلطان روضهها را کربلا کرد
توی روضههای حضرت علی اصغر
فقط منتظر لالایی خوندنها هستم
تا دستامو تکون بدم و شاید همین به چشم مادرت بیاد آقازاده.
تو روضهها دستامو تکون میدم
تا که بهت عشقم رو نشون بدم
به مادرت بگو اجازه بده که
فقط یه بار! گهوارهتو تکون بدم...
حسین طاهری%D9%85%D9%86%20%D8%A2%D8%A8%D9%85%20%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2%20%D8%B4%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D9%87%20%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%20%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%85.mp3
زمان:
حجم:
3M
من آب شدم، برای چی از لبایِ تو جواب شدم؟
دیدی جلویِ مادرت خراب شدم؟