سپیدبخت شـود هرکه روسیـاهِ شماست
خوشا بهحالِ کلاغی که در پنـاهِ شماست!
کریمهای و به اسم شما کَرَم خوردهست
که خضر آبِ حیات از همین حرم خوردهست
کریمه، فاطمه، معصومه رونوشتِ خداست
درِ بهشت نه، اینجا خودِ بهشتِ خداست
غدیر را به خُم آورده است این بانو
مدینه را به قم آورده است این بانو
درِ شفـاء و شفاعت در این حـرم باز است
عصایِ حضرتِ موسی بهوقتِ اعجاز است
علیمهای که برایش قضا، مُقـدّر بود
پدر فدایِ همیـن نازدانه دختـر بود
رضایِ او به رضایِ رضا گِره میخورد
همیشـه کارِ دلـش با دلِ بـرادر بود
شبیهِ فاطمه دورِ سرِ علی میگشت
و خواهرانه برایش شبیهِ مادر بود...
✍🏻ابراهیم زمانی
عکسل العمل چشمام نسبت به من:
کی میخوای بخوابی دیگه کثافتتت
داریم از درد میترکیم دیگهههه💔😐
ما را به غمزه کشت و قضا را بهانه کرد
برما نظر نکرد و حيا را بهانه کرد
دستی به دوش غير نهاد از ره کرم
ما را چو ديد لغزش پا را بهانه کرد
آمد برون خانه چو آواز ما شنيد
بخشيدن غذا به گدا را بهانه کرد
رفتم به مسجد از پی نظاره رخش
دستی به رخ کشيد و دعا را بهانه کرد
زاهد نداشت تاب جمال پری رخان
کنجی گرفت و ترس خدا را بهانه کرد
# قتیل ـــ لاهوری