هست وقتی نمیخوای گریه کنی موقعیت برات فراهمه که گریه کنی
وقتی میخوای گریه کنی، موقعیت برا گریه کردنت جور نیست..
همچون انار خونِ دل از خویش میخوریم
غم پروریم، حوصله شرحِ قصه نیست
- فاضل نظری
رک بگم احساس میکنم چند سال اخیر با یه نگاه کاملا سطحی به کلمه خانواده نگاه میکردم
اما خوب هرچی بیشتر میگذره انگار بیشتر دوست دارم به آدمایی که مجموع میشن توی همین کلمه بچسبم بیشتر دوست دارم کنارشون باشم و بیشتر دوست دارم که بیشتر باشم... خانواده مجموع جمع کسایی برای من هستن و خواهند بود که بد و خوبمو دیدن و بازم به هرچیزی و هرکسی ترجیحم دادن پس لایق قدردانی بیشتری هستن کسایی که تو هر شرایطی بازم کنارم بودن بازم باعث دلگرمی بودن و بازم ترکم نکردن و من چقدر ساده بودم که چشامو کور کرده بودم روی همین کلمه واقعی
و در آخر خانواده؛ همین کلمه واقعی با احساسات مختلف پشت سرش و عشق و محبت بی کرانی که همراه خودش داره تنها موجودیه که حتی با ساده ترین چیزام غبار غم رو از قلب و ذهن پاک میکنه و با دستاش مرهمی میشه به روی ترکای هردو ...
خانواده برام مجموع آغوش های عالمه، مجموع لبخند های عالمه، مجموع دست های عالمه...
خداروشاکرم بابتش از اون شُکرایی که مثل کلمه آخیشِ بعد خوردن آب یخ توی گرمای هوا میگی از همونا خلاصه.. 🤍