رَبَّنا و لا تُحَمَّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ...
ای پروردگار ما، آنچه را هیچ توانی نسبت به آن نداریم بر ما تحمیل نکن.
رفتنش خواب خوشم را بی هوا از من گرفت ؛
در وجودم ابر غم یکباره باریدن گرفت . .
‹ آنکه بر ماندن ، نرفتن ، عاشقی ، اصرار داشت
بی خبر دل کند و راحت رفت روزی زن گرفت ›
گرچه دنیای مرا با رنگ مشکی رنگ زد ،
خود ولی با عشق نو آینده ای روشن گرفت .
‹ آنقدر غمگین شدم در خود شکستم تاخدا
کل اندوه مرا یکباره بر گردن گرفت ›
بهترین تصمیم من ماندن به پای عشق بود . .
عشق آنکه بی هوا تصمیم دل کندن گرفت ؛
هر دو را بِه، که همآغوش سپاریم به خاک
حسرت و دل، دو شهیدند که در یک کفنند
_طالب آملی_