هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
آخرین مرحله ی دوستی از چشم افتادنه، انگار چیزی درونت اون فرد رو رها میکنه، گاهی این برداشت میشه که داری ادا در میاری، ولی اون احساس چند ثانیه ای که بهت میگه دیگه چیزی مثل قبل نمیشه رو فقط خودت حس میکنی
• اُرنج اِلف •
@farsitweets
یک درصد از این مرحله از زندگیمو دوسدارم
اینکه هیچ کسو دوسندارم و تنهام
اینکه هیچ کسی فاتحه قلبم نیست
اینکه به هیچچچچ کس تعهد
خاطری ندارمو میپرستم..
گاهی وقتا
آدما حتی از جون خودشونم سیرن
حتی وجود خودشونم براشون ازار دهندست
حتی گرفتاری ها و مشکلات و درگیری های
خودشونم نمیتونن تحمل کنن
چه برسه به اینکه..
او: گریه کردی؟!
من: نه
او: چرا، گریه کردی
چشمات گریه کرده
من: نه بابا گریه نکردم..
او: ولی چشمات یه چیز دیگه میگه؟!
من: چشمام نه، ولی دلم چرا
گریه کرده، شاید اشک اون نشست
به چشمام..
به آنها بگو رفتنهای ما هجرت نبود!
گریز بود،
سفر نکردیم!
کوچانده شدیم…((((: