هدایت شده از .The lost frog.
زندگی توو اعماق عادت ها هیچ فرقی با مرگ نداره تو مُردی فقط معنیه مرگ رو نمیدونی.
هوا بارانی بود و میدانستم الان بیلی هالیدی دارد توی گرامافون میخواند، میدانستم کارگاه ارلی گرم و دلچسب است، میدانستم ساندویچهای کرهبادامزمینی حاضر هستند و میدانستم ارلی آنجاست؛ پس من تنها نبودم.
بارانیام را پوشیدم و راه افتادم به سمت کارگاه.
#اقیانوسی_در_ذهن🌊
«فکر کنم بیلی هالیدِی و موتسارت با هم دوست بودن.»
با صدای ارلی از جا پریدم. هنوز پشتش به من بود. یعنی تمام مدت میدانست من آنجا هستم؟
«اونا موسیقی همدیگه رو دوست داشتن.»
#اقیانوسی_در_ذهن🌊
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
میخوام برم تا شب نیام اینو جواب بدین باشه؟(:
https://EitaaBot.ir/poll/wz8m
هدایت شده از
یکی از بدترین لحظه ها وقتیه که تو جمعی و بغض میکنی، واقعا سخته که جلوی خودتو بگیری چون اون لحظه کافیه یکی ازت بپرسه چرا بغض کردی؟ یا حتی کافیه با یکی چشم تو چشم بشی تا هرچقدر اشک انباشته شده داشتی خالی شه.