eitaa logo
"خونه"
211 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
205 ویدیو
3 فایل
[ 𝑨𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒆𝒂 𝒔𝒍𝒐𝒘𝒍𝒚 𝒍𝒐𝒔𝒆𝒔 𝒊𝒕𝒔 𝒄𝒐𝒍𝒐𝒓, 𝑩𝒖𝒕 𝒕𝒉𝒆𝒔𝒆 𝒃𝒍𝒖𝒆 𝒎𝒆𝒎𝒐𝒓𝒊𝒆𝒔 𝒘𝒐𝒏'𝒕 𝒃𝒆 𝒘𝒂𝒔𝒉𝒆𝒅 𝒂𝒘𝒂𝒚. ] با مانا حرف بزن. https://daigo.ir/secret/2885287
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ‌
یکی از بدترین لحظه ها وقتیه که تو جمعی و بغض میکنی، واقعا سخته که جلوی خودتو بگیری چون اون لحظه کافیه یکی ازت بپرسه چرا بغض کردی؟ یا حتی کافیه با یکی چشم تو چشم بشی تا هرچقدر اشک انباشته شده داشتی خالی شه.
وای منم یکی یه حرفی زد کل اشکام داشت می‌ریخت و رفتم پشت مبل که مثلا دارم از توی کیفم یه چیزی برمیدارم ولی انقد فاجعه بود همه فهمیده بودن دارم مثل چی اشک می‌ریزم. تازه باهاشون رودربایستی هم داشتم.🗿✨
-📚✏️- اگه ایموجی "😂" رو از من بگیرن دیگه با یه لال فرقی ندارم . @story_tory|•°
هدایت شده از 《About me》
یعنی الان گربه ها زیر بارون چیکار میکنن؟! مادر بمیره براتون اشکی شدم
•🍧🌸• افرادی که فرق بین غلط املایی و اشتباه تایپی رو متوجه نیستن، از بهره‌ی هوشی زیر ۵۰ برخوردارن @story_tory|•°
روز⁵ پدر و مادر شما. خیلی دوستشون دارم. بچه بزرگشونم. به هم میان. همو دوست دارن. چی بگم؟
روز⁶ تنها و شاد. منظورشو نمی‌فهمم، اما هستم.
دختر زیر لب جواب داد:« گمونم اسم خودمو بدونم!» « زود باش ارلی! بیا بریم‌...» بعد ارلی کاری کرد که هیچ‌وقت یادم نمی‌رود. رفت آن‌طرف پیشخان و خیلی یواش دسته‌ی موهای دختر را گذاشت پشت گوشش. دختر هاج‌وواج سرش را آورد بالا. « لبخندت خیلی قشنگه!» «چی؟» « تو لبخندت خیلی قشنگه، فقط یادت نمیاد.» دختر دست کفی‌اش را کشید به صورتش. هنوز هم لبخند نمی‌زد یا حداقل خبری از لبخند روی لب‌هایش نبود، اما چیزی توی چشم‌های سبزش تغییر کرد؛ انگار یکدفعه تیرگی رفت و جایش را چیز‍ِ روشن و زنده‌ای گرفت. خب، با همچین تغییری و کف‌هایی که روی موهایش بودند... خب... قشنگ شده بود. 🌊
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا