سلام دوستان گلم کسانیکه فیلتر شکن دارند لطف کنید لینک کانال را در واتساپ قرار بدید
هدایت شده از pedarefetneh | پدر فتنه
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ سوتی من و تو !
🔻با اجرای علی زکریایی 👌😅😂
وای این عالیه
کلیپ اصلی هم آخرشه!
📌#جدیدترین اخبار و تحلیل ها👇
🆔 https://eitaa.com/joinchat/3253993472C88d01d5de6
رمان #سارا
قسمت صد و چهل و دوم
با عجز صدایش هم می کنم جوابم را نمی دهد روی ایوان می ایستم و او را که سوار ماشین می شود نگاه می کنم همان جا روی پله می نشینم و حسرت زده خارج شدن ماشینش را تماشا می کنم!
بی معرفت...
****
ساعت از نه شب گذشته و او هنوز نیآمده است.بالآخره کوتاه می آیم و شماره همراهش را می گیرم بعد از چند بوق که صدای سر حالش در گوشم می پیچد نفس راحتی می کشم.
-بله!
-س...سلام!
تن پایین آمده ی صدایش به همراه بی تفاوتی قاطی شده اصلا هم آزار دهنده نیست!
-کاری داشتی؟
صدای قه قه ی زنانه ی اشنایی که در گوشم می پیچد حس های زنانه ام را بیدار می کند.
-کجایی؟
-با مسیح و بقیه اومدیم بیرون!
نمی دانم چرا تنم دچار رعشه ای کوتاه می شود او هم سکوت کرده من و دلِ دلگیرم هم تمایلی به حرف زدن نداریم.
خداحافظ ارامی می گویم و بدون اینکه منتظر شنیدن جوابی باشم گوشی را قطع می کنم. به اشپزخانه می روم زیر قابلمه ی ابگوشتم را که برای دلجویی بار گذاشته بودم خاموش می کنم و برق اشپزخانه را خاموش می کنم و به پذیرایی می روم همه ی برق ها را هم خاموش می کنم کلید شب خوابی را می زنم و به سمت اتاق خوابم می روم موقع پایین امدن از پله ها شمع های روی طاقچه ها را هم خاموش می کنم. وارد اتاق خواب می شوم پیراهن قرمزم را با لباس خواب خرسی ام عوض می کنم برق را خاموش می کنم و زیر لحاف میخزم و بغض لعنتی ام می ترکد!
شیطانِ می گوید بروم فیلم سرنگون شده ی مضحکش را بگذارم در صفحه ی اینستایم و تا صبح فالوور پارو کنم!
والا...
**
نمی دانم چه زمانی میان اشک هایم به خواب رفتم که با نوازش های ارامی روی صورتم ناله ای می کنم و سرم را درون بالش فرو می برم گرمای دستانی را روی موهایم حس می کنم سرم را از درون بالش بیرون می اورم خوب خیلی هم تشخیص چشمانِ همیشه کشته داده اش سخت نیست! بی تفاوت سرم را درون بالش فرو می برم و حجم بزرگی که مرا درخودش حل می کند و منی که قصد روی خوش نشان دادن ندارم.
-ناراحتی؟
نه؛یادم نبود فقط تو حق ناراحت بودن داری!
-اتفاقی مسیح و دیدم!
خوب زیارتت قبول...
-نمی خوای چیزی بگی؟
-می خوابم بخوابم!
صدایم زیادی گرفته و پکر است خواب الودگی هم بر شدتش افزوده!
-قصد ناراحت کردنت و نداشتم.
سرم را از درون بالش بیرون می اورم و نگاهش می کنم و ارام و پر حرص می گویم.
-اما کردی!
دستانش از رویم کنار می روند و نیم خیز می شود خم می شود و شب خوابی را روشن می کند و به محض برگشتنش و دیدن چهره ام ابروهایش در هم گره می خورند.
-گریه کردی؟
نه خنده کردم!
جوابش را نمی دهم.
هر دو خیره همیم و من تازه متوجه دست پانسمان شده اش می شوم. روی تخت دو زانو می شوم
-دستت چی شده؟
جواب سوالم را نمی دهد و می گوید:- چرا گریه کردی؟
لب می گزم.
-اول من پرسیدم، دستت چی شده؟
گوشه ی لبانش کش می اید.
-اول من پرسیدم!
اخم می کنم.
-من پرسیدم!
سرش را تکان می دهد.
-من گفتم اول!
چانه بالا می دهم.
-نخیر خودم گفتم.
به خنده که می افتد حرصم می گیرد و بالشم را بر می دارم تا بر سرش بکوبم که زودتر دست به کار می شود و بالش را میانِ دستانم می کشد و سر جایش می گذارد
نویسنده : رویا قاسمی
ادامه دارد...
📚 🤓
🔴دانلود نسخه کامل رمان #سارا 👇
http://nabz4story.blogfa.com/
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2
رمان #سارا
قسمت صد و چهل و سوم
بازویم را می گیرد و در اغوشش پرتاب می شوم دستانش دور گردنم حلقه می شوند و با لبخند و سری کج شده نگاهم می کند همچنان اخم هایم را حفظ کرده ام و نگاه خیره و طلبکارم را هم از رویش برنمیدارم.
دستانم را می گیرد و دور گردنش حلقه می کند در همان حالت عقب می رود ؛ من را هم حمل می کند به تاج تخت تکیه می دهد سرش را کج می کند و باچشمان پر شیطنتش چشمکی نثارم می کند حالت بامزه اش که می گوید:-خوب حالا بهتر میتونیم صحبت کنیم!
به خنده می اندازتم لبانم را بین دندان هایم می گیرم تا انقدر زود وا ندهند!
-چرا چشمات و به این روز انداختی؟
با انگشتانش با پوست گردن و موهایم بازی می کند و نگاهش دور تا دور صورتم می چرخد و روی چشمانم مکث می کند.
-نمی خوای حرف بزنی باهام؟
خیره در چشمان زیادی گیرا شده اش ارام زمزمه می کنم.
-چون یه شوهر بی جنبه دارم!
می خندد و همزمان لبانش را با زبانش تر می کند.
-خوب؟
خوب کشیده و با مزه اش میان خنده ی زیبایش لبخندی روی لبانم می نشاند که روی هوا می قابتش و بوسه ی محکمی روی لب هایم می نشاند. می خندم و به او که از لب هایم فاصله می گیرد با تشری می گویم: - خودتو لوس نکن من هنوزم ناراحتم!
دوباره می بوستم.
-ناراحتی هاتم به جون می خرم!
جمله ی از ته دلش قلبم را به بازی می گیرد تارهای موهایم را میان انگشتانش می گیرد.
-رفته بودم پیش کامران موقع افتادنم از پله ها دستم اسیب دید ؛تو حموم متوجه در رفتگیش شدم!
چشمان خجالت زده ام را از چشمانش می گیرم انگشتش روی چانه ام می نشیند، سرم را بالا می دهد.
-نگفتم که خجالت بکشی!
سرش را تکان می دهد و می گوید-گفتم که بدونی اگه رفتم پیش کامران بی دلیل نبود!
-پس...پس صدای خنده های کتی...
حرفم را قطع می کند.
- کامران و کتی خواهر و برادرن و طبیعیِ که با هم زندگی کنند.
نفس عمیقی می کشم و چانه ام را رها می کند و ارام می گویم:
-پس چرا گفتی که با مسیح و بقیه رفتی بیرون؟
-چون با مسیح و بقیه رفته بودم بیرون!
نامفهوم نگاهش می کنم گونه ام را نوازش می کند.
-مسیح و لی لی هم اونجا بودن ازم خواست که بریم مکان باشگاه جدیدشو ببینیم منم قبول کردم!
سر تکان می دهم و پربغض می گویم.
-حق نداری دیر برگردی خونه!
لبخند کش آمده اش روحم را می نوازد.
-من خیلی وقته اومدم شما زود خوابیدی!
مشکوک نگاهش می کنم.
-دروغ گو دشمن خداستا!
می خندد و نیشگون ارامی از روی گونه ام می گیرد.
-دروغ نمی گم.
-پس چرا الان بیدارم کردی؟
موهایم را بهم می ریزد
-من چند ساعته دارم نگات می کنم شما خواب خرسی تشریف داشتی!
چشمانم برق می زند.
-نیگام می کردی؟
صدای پر ذوقم به خنده می اندازتش لپم را می بوسد.
-عزیز دلمی!
اخ جون خیلی وقت بود نگفته بود.
تازه یاد دستش می افتم.
-الان دستت خوبه؟
اره ی ارامی می گوید ،
-مسکن خوردی؟
اهومی می گوید ،
-خوب پس بخوابیم!
نویسنده : رویا قاسمی
ادامه دارد...
📚 🤓
🔴دانلود نسخه کامل رمان #سارا 👇
http://nabz4story.blogfa.com/
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2
663.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۴۰۱/۷/۲۸
🌹درود بر شما به امروز خوش آمدید
🌹به این روز زیبا خوش آمدید
🌹خدایا🙏بهترین ها را نصیب عزیزان
🌹و دوستانم و همه بفرما...
🌹آرزو میکنیم دلتون پر از محبت
🌹روزهاتون پُر از رحمت
🌹زندگیتون پر برکت و لحظههاتون پراز
🌹موفقیت و عاقبتتون ختم به خیر باشه
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2
✴️ پنجشنبه 👈۲۸ مهر/میزان ۱۴۰۱
👈23 ربیع الاول 1443
👈20 اکتبر 2022
🕋 مناسبت های دینی و اسلامی.
🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪
❤️ورود موکب نورانی و کجاوه با عظمت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به شهر مقدس قم" 201 ه.ق ".
🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪
🎇 امور دینی و اسلامی .
❇️ روز خوش یُمن و خوبی برای امور زیر است :
✅خواستگاری و عقد و ازدواج.
✅ مسافرت.
✅خرید رفتن.
✅تجارت و داد و ستد.
✅دیدار با روسا.
✅و جابجایی و نقل و انتقال خوب است.
🤒 مریض امروز زود خوب می شود.
👶 زایمان خوب و نوزاد پاک و زندگی پاکی خواهد داشت.
🚘 مسافرت :خوب و مفید و سود دارد.
👩❤️👩 مباشرت و مجامعت :
👩❤️👩 امروز : مباشرت هنگام زوال ظهر مستحب و فرزند حاصل از آن اقا، بزرگوار و عاقل و سیاستمدار شود و هیچگونه نادرستی و انحرافی در او نباشد.ان شاءالله.
💑 مباشرت.
امشب: امشب (شبِ جمعه ) فرزند پس از فضیلت نماز عشا ،از سخنوران توانا و کلامش بجا و موثر واقع گردد.ان شاءالله.
🔭احکام نجوم .
🌗 امروز قمر در برج اسد و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است :
✳️عهد و پیمان گرفتن از رقیب.
✳️خرید حیوانات و چهارپایان.
✳️آغاز درمان و معالجات.
✳️جابجایی و نقل و انتقال.
✳️رفتن به خانه نو.
✳️خرید خانه و ملک.
✳️عقد و ازدواج
✳️شروع امور دائمی.
✳️انواع جراحی ها.
✳️و کندن چاه و جوی نیک است.
💇♂💇 اصلاح سر و صورت :
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت)
در این روز ماه قمری ، باعث روبراه شدن امور می شود.
💉💉حجامت فصد خون دادن.
#خون_دادن یا #حجامت و فصد باعث شادی دل می شود.
🙄 تعبیر خواب.
خوابی که (شب جمعه) دیده شود تعبیرش طبق ایه ی 《24》 سوره مبارکه " #نور " است.
یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم ...
و مفهوم آن این است که خواب بیننده را با شخصی دعوا یا خصومتی پیش آید که بر او شاهد بیاورد و بر خصم خود غلبه کند.ان شاءالله و شما مطلب خود را دراین مضامین قیاس کنید.
💅 ناخن گرفتن:
🔵 پنجشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز خیلی خوبیست و موجب رفع درد چشم، صحت جسم و شفای درد است.
👕👚 دوخت و دوز:
پنجشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز خوبیست و باعث میشود ، شخص، عالم و اهل دانش و علم گردد.
✴️️ وقت استخاره :
در روز پنجشنبه از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعد از ساعت 12 ظهر تا عشاء آخر ( وقت خوابیدن)
❇️️ ذکر روز پنجشنبه نیز: لا اله الا الله الملک الحق المبین《100》مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح 《308》مرتبه #یارزاق موجب رزق فراوان میگردد .
💠 ️روز پنجشنبه طبق روایات متعلق است به #امام_حسن_عسکری_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
⏰ ذات الکرسی عمود 8:40
🤲 دعا در زمان ذات الکرسی مستجاب است.
🗓 ذات الکرسی مخصوص روز #پنجشنبه است
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2
ساعات #سعدونحس
روز #پنجشنبه28مهرماه1401
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2
#زیارت_روز_پنجشنبه
《بامنتشرکردن 🔥#لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها
با ما شریک شوید》👇👇
🌸🍃🍂🌸
🌸🍃🌸🍃🍂
🌸🍃🍂🌸🍂🍃🌸🍃
@Manavi_2🌸🍃🌸🍂🍃🌸
#صلوات_خاصه_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام:
▪️اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرِّ التَّقِيِّ الصَّادِقِ الْوَفِيِّ النُّورِ الْمُضِي ءِ خَازِنِ عِلْمِكَ وَ الْمُذَكِّرِ بِتَوْحِيدِكَ وَ وَلِيِّ أَمْرِكَ وَ خَلَفِ أَئِمَّةِ الدِّينِ الْهُدَاةِ الرَّاشِدِينَ وَ الْحُجَّةِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا فَصَلِّ عَلَيْهِ يَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ حُجَجِكَ وَ أَوْلادِ رُسُلِكَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ
▪️خدايا درود فرست بر حسن بن على بن محمّد، نيكوكار، پرهيزگار، صادق، وفادار، نور تابنده، خزانه دار دانشت، به ياد اندازه توحيدت، و ولىّ امرت، و يادگار پيشوايان دين، آن راهنمايان رشد يافته، و حجّت بر اهل دنيا، پس بر او درود فرست، اى پروردگار، برترين درودى كه بر يكى از برگزيدگان و حجّت هايت، و اولاد رسولانت فرستادى، اى معبود جهانيان.
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r