داروخانه معنوی
#احسن_القصص ☘آیت الله حسن حسن زاده آملی(۱۳) ایشان متذكّر مىگردد: زمانى شبهات گوناگون بر من روى مى
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#احسن_القصص ☘آیت الله حسن حسن زاده آملی(۱۳) ایشان متذكّر مىگردد: زمانى شبهات گوناگون بر من روى مى
#احسن_القصص
☘آیت الله حسن حسن زاده آملی(۱۴)
علامه حسن زده آملی نقل کرده است: اینجانب بنابر فرموده شیخ الرئیس که فرمود: از عوامل ضعف بینایى چشم، خوابیدن با شکم سیر است و لازم است بین غذاى شب و خوابیدن فاصله انداخت؛ همیشه مقید بودم شام را سر شب صرف کنم تا فاصله مورد نظر شیخ را مراعات کرده باشم که مبادا خداى نکرده چشمم که یکى از مهم ترین سرمایه هاى کسب دانش و پیمودن راه کمال است ضرر ببیند و این امر سبب شود که از تحصیل علم و کمال باز بمانم (یا در شب حتى الامکان از خوردن غذا خوددارى کنم.)
ولى با این همه شبى از شب ها (در شب چهار شنبه 29 جمادى الاول 1405 قمرى برابر با اول اسفند 1363) شامم به تأخیر افتاد و متأسفانه بعد از شام خواب شدیدى بر من عارض شد.
ادامه دارد....
#شرح_حال_اولیاء_خدا
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_مذهبی
⭕️ ظلم و جفایی که تا کنون به حضرت #امام_زمان داشته ایم...
🎙استاد عالی
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
#سفر
#ازدواج
#اثاث_کشی
#دعا_جهت_آسان_شدن_کارها
🔴اگر کسی بخواهد کاری را شروع کند این دو آیه را با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند
بعد شروع به کار کند آن کار بر او سهل و آسان و مبارک و خوش یمن شود
🖌آیات ۲۱ و ۲۲ سوره قصص :
🍂فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۲۱﴾
وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ ﴿۲۲﴾🍂
📚منبع : خواص آیات قرآن کریم ص ۱۲۳
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#تشرفات (قسمت هشتم): #امام_زمان 💥وزیر گفت: نزدیک بیایید و ران مرا برهنه کرد و به آنها نشان داد. اط
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#تشرفات (قسمت هشتم): #امام_زمان 💥وزیر گفت: نزدیک بیایید و ران مرا برهنه کرد و به آنها نشان داد. اط
#تشرفات
#امام_زمان
💥عالم ربانی و عارف صمدانی حاج میرزا مقیم قزوینی فرمود:
قصد کردم چله ای در سرداب غیبت باشم. لذا در اوقات خلوت خود به آنجا مشرف می شدم. نزدیک تمام شدن چله روزی به سبب بعضی عوارض کدورتی پیدا کردم، با دلی گرفته و قلبی شکسته به آنجا مشرف شدم و مشغول نماز و اوراد مخصوص گردیدم. ناگهان بین خواب و بیداری دیدم سرداب مطهر مملو از بوی عطر و عنبر گردید، چشمم را باز کردم دیدم سید جلیلی با عمامه سبز از سرداب شش ضلعی که قبل از خود سرداب مقدس است وارد شد و آرام آرام قدم بر می داشت تا داخل صفه گردید.
✨💫✨
من چنان بی خود شدم که قادر بر حرکت دادن هیچ عضوی از اعضای خود نبودم جز اینکه چشمم باز بود و جمال آن منبع انوار را مشاهده می نمودم. پس از مدتی با همان وقار و سکینه ای که وارد محل مذکور شد نماز خواند و بعد از نماز با همان حالت اطمینان روانه گردید و من به همان شکل از خود بی خبر بودم. وقتی از سرداب اصلی داخل سرداب اولی شد به خود آمدم، برخاستم و گفتم: یقینا هنوز بالا نرفته اند.
✨💫✨
با کمال سرعت دویدم ولی کسی را ندیدم. از پله ها بالا رفتم، ابدا اثری نبود. گفتم: حتما اشتباه کرده ان و هنوز در سرداب مقدس تشریف دارند. دویدم و همه جا حتی مسجد زنها را جستجو کردم ولی چیزی ندیدم. ضمن اینکه به مجرد غایب شدن ایشان آن بوی مشک و عنبر هم از مشامم محو گردید! با کمال گرفتگی و زاری نشستم و به نفس بی لیاقت خود عتاب و خطاب زیادی کردم ولی چه سود با این بی لیاقتی!
📗ملاقات با امام زمان در کربلا ص ۱۶۴
🌹اللهم ارنی الطلعة الرشیدة
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2