eitaa logo
داروخانه معنوی
9.1هزار دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
6.2هزار ویدیو
258 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
مراقبت از خود ۹_1.m4a
زمان: حجم: 12.3M
👌☑️ تجسس از خود 🌾قسمت نهم حاجیه خانم رستمی فر «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز چهارشنبه قضای ⇠ بعد از هر نماز قضا خواندن دعای فرج(الهی عظم البلا...) برای سلامتی و فرج و مقدر شدن ظهور آقا جانمون حضرت مهدی (روحی لک الفدا) اجباری است🌹🌹🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♡┅═════════════﷽══┅┅ مـــــرد؎ نزد امام‌رضـــــا علیه‌السلام آمد و عـــــرضہ داشـــــت: شما مےگـــــویید هرکہ در دلش محبـــــت عــلےﷺ و فرزندان علےﷺباشد بہ آتـــــش دوزخ نمےرود؟ امـــــام‌رضـــــا علیه‌السلام فـــــرمود: آر؎ مـــــرد گـــــفت:هرچـــــند گنهـــــکار و فـــــاسق بـــــاشـــــد؟ امـــــام فرمـــــودند: خـــــداوند در دنیـــــا او را بہ بلایے گـــــرفتار مےســـــازد و با پـــــاکے بہ آخـــــرت مےرود. مرد گـــــفت:اگر چنیـــــن اتـــــفاقی نیفتـــــد چطـــــور؟ فرمـــــودنـــــد:وقتے او را غســـــل مےدهنـــــد آب سرد؎ کہ بر او مےریـــــزند آب مبدل بہ آتـــــش مےشـــــود کہ پـــــاک شود و نـــــزد ما مےآیـــــد. مرد گـــــفت:اگر ایـــــن اتفـــــاق نیفتـــــد چطـــــور؟ فرمودنـــــد: خـــــداوند در قبـــــر او را مےفشـــــارد تا بہ پـــــاکے نـــــزد ما بیـــــاید. مرد گـــــفت:اگر چنیـــــن اتـــــفاقی نیفتـــــد چطـــــور؟ حضرت فـــــرمودنـــــد: بہ کـــــور؎ چشـــــم تو او را شفـــــاعت مےکـــــنیم..! •آیت‌الله‌ضیـــــاءآباد؎ • «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
داروخانه معنوی
خطبه ۲۲۲ فراز ۱ تلاوت رجال لا تلهيهم... 🎇🎇🎇#خطبه۲٢۲ 🎇🎇🎇 💥ارزش‌ياد‌خدا همانا خداي سبحان و بزرگ،
خطبه ۲۲۲ فراز ۲ تلاوت رجال لا تلهيهم... 🎇🎇🎇٢۲ 🎇🎇🎇 💥 ارزش‌ياد‌خدا همانا! ياد خدا را مردمي است كه آن را بجاي دنيا برگزيدند، كه هيچ تجارتي يا خريد و فروش، آنها را از ياد خدا باز نمي دارد، با ياد خدا روزگار مي گذرانند، و غافلان را با هشدارهاي خود، از كيفرهاي الهي مي ترسانند. به عدالت فرمان مي دهند، و خود عدالت گسترند، از بديها نهي مي كنند و خود از آنها پرهيز دارند. با اينكه در دنيا زندگي مي كنند گويا آن را رها كرده به آخرت پيوسته اند، سراي ديگر را مشاهده كرده، گويا از مسائل پنهان برزخيان و مدت طولاني اقامتشان آگاهي دارند، و گويا قيامت وعده هاي خود را براي آنان تحقق بخشيده است، آنان پرده ها را براي مردم دنيا برداشته اند، مي بينند آنچه را كه مردم نمي نگرند، و مي شنوند آنچه را كه مردم نمي شنوند، اگر اهل ذكر را در انديشه خود آوري، و مقامات ستوده آنان، و مجالس آشكارشان را بنگري، مي بيني كه آنان نامه هاي اعمال خود را گشوده، و براي حسابرسي آماده اند كه همه را جبران كردند. اعمال كوچك و بزرگي كه به آنان فرمان داده شدند و كوتاهي كردند، يا اعمالي كه از آن نهي شده و مرتكب گرديدند، بار سنگين گناهان خويش را بر دوش نهاده، و در برداشتن آن ناتوان شدند، گريه در گلويشان شكسته، و با ناله و فرياد مي گريند و با يكديگر گفتگو دارند، در پيشگاه پروردگار خويش به پشيماني اعتراف دارند. آنها نشانه هاي هدايت، و چراغهاي روشنگر تاريكيها مي باشند، فرشتگان آنان را در ميان گرفته، و آرامش بر آنها مي بارند، درهاي آسمان برويشان گشوده، و مقام ارزشمندي براي آنان آماده كرده اند، مقامي كه خداوند با نظر رحمت به آن مي نگرد، و از تلاش آنها راضي، و منزلت آنهارا مي ستايد، دست به دعا برمي دارند، و آمرزش الهي مي طلبند، در گرو نيازمندي فضل خدا، و اسيران بزرگي اويند، غم و اندوه طولاني دلهايشان را مجروح، و گريه هاي پياپي چشمهايشان را آزرده است، دست آنان به طرف تمام درهاي اميدواري خدا دراز است، از كسي درخواست مي كنند كه بخشش او را كاستي، و درخواست كنندگان او را نوميدي نيست. پس اكنون به خاطر خودت، حساب خويش را بررسي كن زيرا ديگران حسابرسي غير از تو دارند. 💠باهم نهج البلاغه بخوانیم «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
﴿أمیرألمؤمنین عــلّےﷺ𑁍﴾ و‌ خـــــوشٰا‌ بہ حـــــالِ‌ کسے کہ↡↡ ⇠بخــــٰـاطر‌ گنــــٰـاهــٰـــانے کہ مُرتکـــــب‌ شـُــــده گـــــریہ مےکــــُـند‌ و‌ پشیمـــٰــان‌ أســـــت .⇢ «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
داروخانه معنوی
#رمان " #رویای_من "بر اساس داستان واقعی قسمت_شصت و سوم ✍ بخش سوم 🌸ساعت رو نگاه کردم نزدیک نه شب
" "بر اساس داستان واقعی قسمت_شصت و سوم ✍ بخش چهارم 🌸روز به روز بر تعداد تظاهرات کننده ها افزوده می شد ….. مردم بی هیچ ترس و واهمه ای می ریختن توی خیابون … شعار می دادن و گاهی هم کشته می شدن …. حالا سرگرمی بیشتر جوون ها درست کردن کوکتل مولوتف بود بمب دست سازی که با پرتاب اون می تونست به عده ای آسیب بزنه و شاید موجب مرگشون بشه …. یک هفته بعد مینا رو آوردن بیمارستان دردش بود … منو سوری جون پیشش بودیم و تورج پرواز داشت و نمی دونست که بچه اش داره به دنیا میاد … علی با خواهر مینا رفته بودن پیش عمه و اونم نمی تونست به خاطر بچه ها بیاد …مینا به راحتی یک دختر خوشگل به دنیا آورد و وقتی همه چیز رو براه شد تورج رسید …خیلی خوشحال بود و شوخی می کرد …. به مینا گفت :به خدا می دونستم دختره خواب دیدم .. اسمشم مریم گذاشتم اگر تو موافقی و این طوری یک نفر دیگه به خانواده ی ما اضافه شد … کارگر های کارخونه هم سر به شورش بر داشته بودن … بیشتر اونا با تحریک یک عده ای به سر دستگی عزت کارگر ها رو تحریک می کردن که اینا طاغوتی هستن و باید ریشه ی اونا کنده بشه …….. وقتی دیگه ساقط شدن رژیم شاه حتمی شد… این جرات در اونا بیشتر شد ….. کارخونه هنوز کار می کرد با وجود اینکه خیلی جا ها تعطیل شده بود علیرضا خان عده ای از کارگر ها رو که باعث شلوغی کارخونه شده بودن اخراج کرد … که عزت هم جزو اونا بود …… همه جا اعتصاب بود و تقربیا همه جا تعطیل … من به جز یکشنبه ها هر روز تا ساعت دو بیمارستان کار می کردم آینده مبهمی فضای ایران رو گرفته بود که هیچ چیز قابل پیش بینی نبود .. تا انقلاب پیروز شد شور و حرارتی که بین مردم بود باعث خوشحال ما هم شد دیگه طوری شده بود که ما هم از این پیروزی غرق شادی شدیم و فکر می کردم که دیگه لازم نیست هر روز این همه کشته بشن و همه چیز سر و سامون می گیره …….. ده روز از این پیروزی گذشته بود مردم همه خوشحال به نظر می رسیدن …… ادامه_دارد «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2