#هدایت_فرزند
#هدایت
#مطیع_شدن_فرزند
سلام اگر آیات 《7 الی 9》 سورة سجده را بر ظرف بلور بنویسند و به آب باران بشویند و آب را دو قسمت کنند، یک قسمت را با غذایی که فرزند میخورد، مخلوط نمایند و قسمت دیگر را در شیشه کرده و به او بدهند تا بخورد و در صبح صورت او را با آن بشویند؛
و هفت《7》 روز به این طریق عمل کنند، آثار نجابت و نیکی در او مشاهده میشود ان شأ الله
از حضرت امام جعفر صادق منقول است :
هر کس سورة مبارکة “ صف” را صد و هفت بار 《107》بخواند، فرزندان او مطیع و منقاد میشوند.
شایان ذکر است که آیات و سورههای قرآن برای اهدافی بسیار مهمتر از این گونه موضوعها نازل شدهاند و آنچه از خواص و آثار برخی آیات و سورهها که در روایات نقل شده، افزون بر آثار اصلی آن است مانند وضو که اصل برای طهارت باطنی و ورود به نماز است، ولی در کنار آن پاکیزگی ظاهری را نیز ناخواسته دربر دارد.
📚علوم غریبه
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#احسن_القصص ☘شیخ مرتضی زاهد (١۵) مرحوم زاهد بر اثر تقید و تهذیب نفس، مردی وارسته و تارک دنیا بود. ا
#احسن_القصص
☘شیخ مرتضی زاهد (١۶)
یکی از همسایگان قدیمی آقای زاهد میگوید: من جوان بودم، یک روز با آقای زاهد از جلسه برمیگشتیم، من دست او را گرفته و در راه رفتن کمکش میکردم، وقتی که جلوی درب خانه رسیدیم، آقای زاهد به من گفت: «آقا محمود، مرا دعا کن! آقا محمود مرا دعا کن» من با خنده به ایشان عرض کردم: آقا شما که به دعا احتیاجی ندارید. تا این جمله را از من شنید با حالت منقلب و گریان و صدای بغضآلود فرمود: محمود! "شیطان قسم خورده که همه ما را اغوا کند." ما همه به دعا احتیاج داریم، دعا کن، محمود دعا کن!
#شرح_حال_اولیاء_خدا
📗پرواز در ملکوت ص٢۵٧
@Manavi_2
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#برای_بستن_زبان_همسایه_ی_بد
#زبانبند
#همسایه_بد
این دعا زبان بندی فوری است و می توانید آیه شریفه زیر را هفت《7》 مرتبه بر یک سنگریزه بخوانید و فوت کنید و به طرف همسایه ی بد خود بیندازید ،
به اذن خداوند تبارک و تعالی ، زبان هماسیه ی بدتان بسته می گردد .
وَمَن لَّمْ یُؤْمِن بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ سَعِیرًا (سوره مبارکه الفتح ، آیه سیزدهم)
📚علوم غریبه
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#احسن_القصص
#تشرفات (قسمت دوم)
پس از صرف غذا فرمود: حالا من از تو وعده شام فرداشب را می گیرم؛ باید فردا شب به مهمانی من بیایی و وعده گاه من و تو در همین ساعت مثل امشب در همان جا از صحن مطهر. قبول کردم. چون فردا شب در همان وقت از حرم بیرون آمدم سیّد را همان جا یافتم که قدم می زد. مرا با خود از یکی از بابهای شریفه بیرون برد و پس از چند قدم داخل بازارچه دری پیدا شد آن را کوبید. جوانی آمد در را باز کرد. پله ای بود از پله بالا رفتیم اطاق مفصل و مجلسی با فرش ها و پرده های ملوکانه پیدا شد. در میان آن نشستیم. من از وضع آن مجلس و پذیرایی شب گذشته بر خجلتم افزوده شد.
✨💫✨
مؤلف گوید که خاطرم نیست قبل از غذا آیا صرف میوه و یا چیز دیگر مثل آن نقل شده یا خیر؟ به هر حال سیّد فرمودند: آفتابه لگن بیاورید. آوردند. آفتابه لگنی که به خوبی آن ندیده بودم. پس فرمود غذا بیاورید. آوردند. غذایی که مثل آن نخورده بودم و همه را از پشت پرده ها حاضر میکردند. پس از صرف غذا من تصمیم گرفتم که وقت دیگر از سیّد دعوت کنم و غذایی که مناسب مقام او باشد به او بدهم، پس برخاسته از خدمتش مرخص شدم. چون صبح شد برای وعده خواهی در همان محل از خیابان رفته خانه هایی دیدم که اصلاً و ابداً شبیه به آن خانه نبود.
✨💫✨
هرچه بالا و پایین را ملاحظه کردم آن را نیافتم آخرالامر مجبور شدم که درِ یکی از آن خانه ها را کوبیدم. آوازی ناشناس به گوشم رسید که کیست؟ گفتم: منم سیّدی که اینجا تشریف داشته میخواهم ملاقات کنم. گفت: این خانه فلان فلّاح یا فلان حمال است مثلاً و این مطلبی که می گویی بسیار دور است از وضع ما. گفتم: در این نزدیکی خانه چنین سیّد یا فردی که احتمال آن باشد که چنین سیّدی بر ایشان وارد باشد نیست؟ گفتند: خیر. و اصلاً وابداً در آن حوالی خبری از آن خانه و آن سیّد بدست نیامد.
📗ملاقات با امام زمان در کربلا ص ٨٨
🌹اللهم ارنی الطلعة الرشیدة
@Manavi_2