داروخانه معنوی
#احسن_القصص ☘شیخ مرتضی زاهد (١۶) یکی از همسایگان قدیمی آقای زاهد میگوید: من جوان بودم، یک روز با آ
#احسن_القصص
☘شیخ مرتضی زاهد (١٧)
مرحوم حاج شیخ محمد حسن معزی تهرانی نقل می کنند: « جلسه روضه و توسلی در خانه یکی از مومنین برپا بود. آن مجلس، چند واعظ و روضه خوان داشت. آقا شیخ مرتضی زاهد نیز یکی از واعظهای آن مجلس بود. یار و همراه ایشان آیت الله حاج میرزا عبدالعلی تهرانی نیز در آن جلسه حاضر بود. از قدیم رسم بود ریش سفیدهای وعظ و منبر، در انتهای مجالس سخنرانی کنند؛ اما آن روز آقا شیخ مرتضی زاهد این رسم را بر هم زد. او آن روز اولین نفری بود که بر بالای منبر رفت و شروع به صحبت کرد.
⚡️⚡️⚡️
در آن جلسه صحبتهای او با جلسه های دیگرش بسیار متفاوت بود. در واقع، صحبتهای او ضعیف و نامرتب بود و نمی توانست برای مردم جذاب و دلنشین باشد! حاج میرزا عبدالعلی تهرانی از این منبر بسیار تعجب کرده بود. با توجه به شناختی که از آقا شیخ مرتضی زاهد داشت، حکمت و دلیلی برای این منبر می دید. بعد از مجلس، با اصرار از آقا شیخ مرتضی زاهد خواهش کرد تا علت و فلسفه این صبتهای نامرتب را تعریف نماید.
⚡️⚡️⚡️
آقا شیخ مرتضی زاهد بعد از اصرار حاج میرزا عبدالعلی تهرانی می فرماید: « راستش امروز در این مجلس یک آقایی قرار بود به منبر برود. این آقا بعد از مدتی تحصیل در حوزه علمیه قم، تازه به تهران بازگشته است. ایشان شاید هنوز در بیان منبر به خوبی مسلط و توانا نشده باشد. به همین خاطر من سعی کردم صحبتهایم زیاد جذاب نباشد تا ان شاء الله بعد از صحبتهای من، صحبتهای این آقای تازه کار برای مردم دلنشین تر و چشمگیرتر جلوه کند، تا یک تشویق و القای روحیه ای برای ایشان شده باشد.
#شرح_حال_اولیاء_خدا
@Manavi_2
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#امام_زمان
#نورزو
#عید
❤️مهدی جان...
تقویـــــ🗓ـــــم ما
☘🌹هنوز بهاری ندیده
بشڪن سڪوٺ❣
❄️یخ زده
😔انتظار را...
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان (عج)✨
@Manavi_2
#برآورده_شدن_حاجت
#حاجت
در کتاب جواهر مکنونه آمده است که جهت روا شدن حاجت سه《3》 روز متوالی هر روز صد《100》 بار این کلمات را بخواند که البته مراد او حاصل شود:
بسم الله ما شاء الله لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم یا وَفِیُّ یا حَفِیُّ یا قائِمُ یا دائِمُ یا فَردُ یا اَحَدُ یاصَمَدُ یا وِترُ یا حَیُّ یا قَیّومُ بِرَحمَتِکَ اَستَغیثُ
📚 جواهر مکنونه ص 261
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#تشرفات
♦️ ردپای_ناپیدا...
درآستانه بهار، که کلاسهای طلاب تعطیل میشود، عده ای طلبه از حوالی شهرستان بروجردتصمیم میگیرندبه زیارت امامزاده سهل سلام اله علیه بروند.
و باوجود اینکه با مخالفت عده ای مواجه میشوند ، (بعلت سرماوبرفی که تا خردادماه درنواحی کوهستانی بروجرد تااراک باقی میماند)
بازهم ازتصمیم خود منصرف نمیشوند❗️
آنها براه میافتند وتاگردنه بیرون شهریک فرسخ پیاده میرونددرحالیکه هوامطبوع بوده وهمه شوروشوق این سفر زیارتی راداشتند.
روزاول راپیاده رفته وشب به روستایی میرسند ودرخانه پیرمردی روستایی استراحت میکنند.
وبرخلاف التماس پیرمردبرای منصرف شدن ازاین سفر خطرناک صبح زود براه میافتند.
روز دوم راهم باسختی ازبین برفها عبورکرده وحوالی غروب به روستای دیگری رسیده وبازهم پیرمردی باصفاازآنان پذیرایی میکند.
پیرمرد تمام توانش رابرای #پشیمان کردن طلبه ها بخرج میدهد اما آنان قانع نشده
وصبح زود براه میافتند......
اما هرچه میروند اثری ازهیچ آبادی ای نمیبینند❗️
راهها همه ازبرف بسته شده وهرچه جلوترمیروندارتفاع برف سنگین ترمیشود.
طوری که گاهی تاکمردربرف فرو میرفتند.
لباسهایشان خیس شده و همه بشدت میلرزیدند...
تازه معنی اصرارهای پیرمردرامیفهمیدند...
هیچ راه نجاتی نبود ولحظه به لحظه هواسردترمیشددرحالیکه ابرهای سیاه هم ازراه رسیده و
وبرف و بوران شدیدی نیزشروع میشود.
کفشها درگِل وبرف گیرکرده بود وپاهای برهنه شان ازسرما یخ میزد وامکان راه رفتن باپای برهنه ویخ زده دربرف به هیچ وجه امکان پذیر نبود.
ترس برهمه سایه افکنده بود ودرآنحال تصمیم میگیرندباتمام وجودبه حضرت #بقیت_الله_الاعظم صلوات الله علیه متوسل شوند🌹
پس همه باگریه وضجه فریاد یا صاحب زمان را سرمیدهند...
هرکدام گوشه ای روی برف ها افتاده به زبان خودشان التماس میکردند ...
آنقدرگریه میکنند تا وقتی بخودمیایند میبینندابرها آرام آرام کنارمیروندونورخورشیدشروع به تابش میکند...
که ناگهان ازروبرو متوجه مردی شدند که لباس مردم آن نواحی را پوشیده بود❗️
بسویش دویده وبه تصوراینکه یکی ازاهالی آن روستاهاست، سلام کرده وشرح حال خودراعرض میکنند.
مرد ناشناس، بااشاره به راهی میفرمایند:
راه همین است که من_آمده ام❗️
آن هم اول گردنه است.اینها راگفته وبراه میافتند...
جمع طلاب ازخوشحالی سرازپانمیشناختند.وبه سمت راهی که آن مرد، به آنهانشان داده بود راه میافتند
اما درتمام مسیری که اونشان داده بود،اثری از ردپاهایش نمیبینند.باآنکه هیچ برف تازه ای هم نباریده بودکه بخواهدرد پاهایش را محو کند....
طلاب تمام آن راه را به امیددیدن ردپایی نگاه کردند اما هیچ اثری ازردپای مبارک نبود...
اکنون همگی میدانستندکه مردی که به فریادشان رسیده بود،
همان سروری بودند که فریادرس درماندگان عالم هستند...
#امام_زمان
📘ازماهنامه فرهنگی اعتقادی موعود.شماره 32 ص 45.بازنویسی ازکتاب تشرفات ومکاشفات .
🌹 ثواب نشر با تقدیم هزاران صلوات نثارآستان شهدا.
@Manavi_2