eitaa logo
منبرک
14.3هزار دنبال‌کننده
758 عکس
171 ویدیو
43 فایل
💠 صحبت های کوتاه دو دقیقه‌ای ارتباط با ما: @Admin_soada1
مشاهده در ایتا
دانلود
نکات ناب قرآنی، این لوح👇 🔟 موهبت‌های عظیم به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله 🔰 مجموعه لوح برشی از تفسیر در مسجد امام رضا علیه‌السلام، دانشگاه فردوسی مشهد ✅ هر روز یک موضوع، در 💠 🆔 @manbarak
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️ مراجع، خمسی که از مردم دریافت می‌شه را چیکار می‌کنن؟! 🔷 یک دقیقه با قرآن در بهار قرآن 🔶 جزء دهم 📖 داستان دهم 🔰 مجموعه دیدنی به روایت 〰〰〰〰〰〰 💠 🆔 @manbarak
رزق حلال (۱) ✨ قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقینَ [سبا، آیه ۳۹] 🔹 بگو: پروردگارم روزى هر که را خواهد، گشاده کند یا بر او تنگ گیرد و هر چه انفاق کنید، آن را عوض دهید که او بهترین روزى‌دِهان است. 📍 یکی از عواملی که باعث افزایش رزق و روزی می‌شود، قرض دادن و نسیه دادن است و بسیار واضح است که نسیه و قرض ندادن نقطه مقابل افزایش روزی است؛ یعنی روزی را کم می‌کند. 📖 داستانک: 💬 یکی از فرزندان شیخ می‌گوید: روزی مرحوم مرشد چلویی معروف خدمت جناب شیخ رسید و از کسادی بازارش گله کرد و گفت: ⁉️ داداش! این چه وضعی است که ما گرفتار آن شدیم؟ دیر زمانی وضع ما خیلی خوب بود روزی سه چهار دیگ چلو می‌فروختیم و مشتری‌ها فراوان بودند، اما یک‌باره اوضاع زیر و رو شده؛ مشتری‌ها یکی یکی پس رفتند، کارها از سکه افتاده، و اکنون روزی یک دیگ هم مصرف نمی‌شود… ♻️ شیخ تأملی کرد و فرمود: تقصیر خودت است که مشتری‌ها را رد می‌کنی. 🔹 مرشد گفت: من کسی را رد نکردم، حتی از بچه‌ها هم پذیرایی می‌کنم و نصف کباب به آنها می‌دهم. ⁉️ شیخ فرمود: آن سید چه کسی بود که سه روز غذای نسیه خورده بود؛ بار آخر او را هل دادی و از در مغازه بیرون کردی؟! 🟢 مرشد سراسیمه از نزد شیخ بیرون آمد و شتابان در پی آن سید راه افتاد، او را یافت و از او پوزش خواست، و پس از آن تابلویی بر در مغازه‌اش نصب کرد و روی آن نوشت: 🪧 نسیه داده می‌شود، حتی به شما. وجه دستی به اندازه وسعمان پرداخت می‌شود. 📚 منبع: [تجارت بهشت، صفحه ۲۰، به نقل از کیمیای محبت صفحه ۱۴۱-۱۳۰] 💠 🆔 @manbarak
نکات ناب قرآنی، این لوح👇 1⃣1⃣ انواع تجارت در قرآن 🔰 مجموعه لوح برشی از تفسیر در مسجد امام رضا علیه‌السلام، دانشگاه فردوسی مشهد ✅ هر روز یک موضوع، در 💠 🆔 @manbarak
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️ مهم‌ترین ویژگی منافق چیه؟ 🔷 یک دقیقه با قرآن در بهار قرآن 🔶 جزء یازدهم 📖 داستان یازدهم 🔰 مجموعه دیدنی به روایت 〰〰〰〰〰〰 💠 🆔 @manbarak
رزق حلال (۲) ✨ مَنْ غَشَّ مُسْلِماً فِی شِرَاءٍ أَوْ بَیْعٍ فَلَیْسَ مِنَّا وَ یُحْشَرُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَعَ الْیَهُودِ لِأَنَّهُمْ أَغَشُّ الْخَلْقِ لِلْمُسْلِمِین 🔹 پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: هر کس مسلمانى را در خرید یا فروش فریب دهد، از ما (مسلمانان) نیست و روز قیامت، با یهودیان محشور خواهد شد، زیرا یهودیان نسبت به مسلمانان از همه فریب‌کارترند. 📚 منبع: [من لا یحضره الفقیه، ج ‌۴، ص: ۱۴] 📍 یکی دیگر از معاملات حرام و نیز یکی از عوامل کم شدن روزی؛ غش در معامله (کلاه سر دیگران گذاشتن) است. 📖 داستانک: 🔹 مرحوم شیخ عبدالحسین خوانساری گفت: عطاری مشهور در کربلا بود. مریض شد و جمیع اجناس دکان و اثاث خانه منزل خود را به جهت معالجه فروخت؛ اما ثمر نکرد و جمیع اطبا از او اظهار ناامیدی کردند. 🔹 مرحوم حاج شیخ گفت: یک روز به عیادتش رفتم، او بسیار بدحال بود و به پسرش می‌گفت: اسباب منزل را به بازار ببر و بفروش و پولش را بیاور برای خانه مصرف کن تا به خوب شدن یا مردن راحت شوم! ⁉️ گفتم: این چه حرفی است میزنی؟! ♻️ آهی کشید و گفت: من سرمایه زیادی داشتم و جهت پولدار شدن من این بود که یک سال، مرضی در کربلا شایع شد که پزشکان علاج آن را منحصر به آبلیموی شیرازی دانستند. آب لیمو گران و کمیاب شد. نفسم به من گفت: قدری آب لیمو داری، چیز دیگری به آن اضافه کن و به قیمت آب لیموی خالص بفروش تا پولدار شوی. همین کار را کردم و آب لیمو در کربلا منحصر به دکان من شد و سرمایه زیادی به دست آوردم تا جایی که در صنف خودم به «پدر پول‌های هزار هزاری» مشهور شدم. 🔹 مدتی نگذشت که به این بیماری مبتلا شدم، هر چه داشتم برای معالجه فروختم اما فایده نکرد، فقط همین متاع مانده بود که گفتم این را بفروشند یا خوب می‌شوم یا می‌میرم و از این بیماری خلاص می‌شوم. 📚 منبع: [تجارت بهشت، صفحه ۲۹ به نقل از کتاب آیین تجارت از دیدگاه اسلام، صفحه ۱۴۰-۱۳۹] 💠 🆔 @manbarak
نکات ناب قرآنی، این لوح👇 2⃣1️⃣ راه‌های مقابله با شیطان 🔰 مجموعه لوح برشی از تفسیر در مسجد امام رضا علیه‌السلام، دانشگاه فردوسی مشهد ✅ هر روز یک موضوع، در 💠 🆔 @manbarak
نکات ناب قرآنی، این لوح👇 3⃣1️⃣ تفکر پیرامون چند اگرِ قرآنی 🔰 مجموعه لوح برشی از تفسیر در مسجد امام رضا علیه‌السلام، دانشگاه فردوسی مشهد ✅ هر روز یک موضوع، در 💠 🆔 @manbarak
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 سه شرط پیامبر برای سخنرانی 🔷 یک دقیقه با قرآن در بهار قرآن 🔶 جزء دوازدهم 📖 داستان دوازدهم 🔰 مجموعه دیدنی به روایت 〰〰〰〰〰〰 💠 🆔 @manbarak
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️ پرکاربردترین آیه‌ای که رهبری خواندند کدام آیه است؟ 🔷 یک دقیقه با قرآن در بهار قرآن 🔶 جزء سیزدهم 📖 داستان سیزدهم 🔰 مجموعه دیدنی به روایت 〰〰〰〰〰〰 💠 🆔 @manbarak
رزق حلال (۳) ♨️ رباخواری از جمله مواردی است که هم باعث کم شدن روزی می‌شود و هم کسب را حرام می‌کند و باعث دخول در آتش است هر جند اندک باشد؛ گناه ربا آنقدر عجیب است که در روایتی آمده است: ✨ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ (ع) قَالَ: دِرْهَمٌ رِبًا أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ سَبْعِینَ زَنْیَهً بِذَاتِ مَحْرَمٍ فِی بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ وَ قَالَ الرِّبَا سَبْعُونَ جُزْءاً أَیْسَرُهُ أَنْ یَنْکِحَ الرَّجُلُ أُمَّهُ فِی بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ. 🔹 امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: یک درهم ربا نزد خدا سنگین‌تر از هفتاد بار زنا کردن با محارم در خانه خداست. و فرمود: ربا هفتاد جزء دارد که آسان‌ترینش این است که مرد با مادرش در بیت‌الله‌الحرام ازدواج کند. 📚 منبع: [بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج ‌۱۰۰، ص: ۱۱۷] _____________________ 📖 داستانک: 🔹 محدث نوری در کتاب دارالسلام آورده، فردی به نام علیرضا اصفهانی گفت: جوانی از بزرگان کردستان برای نیازی به اصفهان آمد و مدت زیادی در آنجا ماند و برای رفع ضرورت از من چهل تومان خواست و به او دادم و چون به وطنش رفت، آن مبلغ را همراه با چهار تومان سودش برایم فرستاد؛ با اینکه شرعا از او مازاد را طلبکار نبودم. ولی من آن را گرفتم و در حوائج خود صرف کردم و شبی در خواب دیدم یکی می‌گوید:  ❓ چه حالی داری وقتی آن درهم را سرخ کنند و تنت را با آن داغ کنند؟ 🔹 گوینده را نشناختم و ترسان و هراسان بیدار شدم و با چنین کسبی در جز مورد او سابقه نداشتم. 🔹 نزدیک هفت سال از این واقعه گذشت و مردی هفتاد تومان از من وام گرفت و به وطنش رفت و چون پس از درخواست و رنج بسیار به من پس داد، در حدود پانزده تومان بر آن افزود و من هم یادم رفت که مازاد را به یک وسیله شرعی حلال کنم و برای زیارت سامره رفتم و ملا زین‌العابدین سلماسی مشغول تعمیر حرم آنجا بود و دوستی کامل میان ما بود و چند روز ماندم و شب را در حرم به زیارت و به عبادت گذراندم و شب جمعه کتاب شریف اصول کافی را با خود به حرم بردم و کلیددار، درهای حرم را بست و من به کار زیارت و نماز و مطالعه پرداختم تا آخر شب که خوابم گرفت و برخاستم آمدم به گوشه پایین پا و تکیه به دیوار داده نشسته خوابم برد.  💭 فوراً خواب دیدم که امام حسن عسکری علیه‌السلام از ضریح مقدس بیرون آمد و یک صندلی در آنجا نهادند که حضرت بر آن نشست و نور از میان دو چشم ایشان می درخشید؛ بطوریکه نمی‌توانستم به ایشان نگاه کنم. حضرت به من فرمود: این چه کتابی است؟ گفتم: اصول کافی، فرمود: چند ورق بزن و صفحه چپ را بخوان، ببینم جدم درباره بنای ابراهیم علیه‌السلام چه فرموده و سخن دیگر هم فرمود که یادم رفت، ✨ سپس فرمود: هفت سال پیش به تو سفارش نکردیم که تصرف در مانند این پول‌ها حلال نیست؟ چه حالی داری اگر همه را داغ کنند و به تنت نهند؟ و آنگاه فرمود: برخیز کلیددار آمده درها را باز کند! 🔹 ترسان بیدار شدم و از ترس یکباره از جا جستم به طوریکه عمامه از سرم افتاد و متوجه نشدم و نزدیک در رفتم و صدای کلید را که کلید مشغول باز کردن در بود شنیدم. اندکی ایستادم و به سرم توجه کردم که برهنه بود، با خود گفتم: اگر بدین حال مرا ببینند می‌گویند دیوانه است و برگشتم عمامه بر سر نهادم و از حرم ترسان و شرمگین و بینا به امر دین بیرون آمدم. 🔹 در این حکایت از الطاف خفیه و مواعظ بلیغه و اسرار نهان و آنچه است که پوشیده نیست. 📚 منبع: [تجارت بهشت، صفحه ۳۶ به نقل از ترجمه دارالسلام، صفحه ۲۷۰-۲۶۹] 💠 🆔 @manbarak
نکات ناب قرآنی، این لوح👇 4⃣1️⃣ اخلاص در همه‌ی ابعاد 🔰 مجموعه لوح برشی از تفسیر در مسجد امام رضا علیه‌السلام، دانشگاه فردوسی مشهد ✅ هر روز یک موضوع، در 💠 🆔 @manbarak