زیاد گیم میزنید. فکر میکنید حملهی نظامی و موشکی زدن یک دکمهست و فاصلهی ما و نابودی اسرائیل به اندازهی یک دست کالافه.
با لحن تند به من انتقاد میکنه و میگه تند برخورد نکن. یاد اون دوستم افتادم که با جیغ میگفت جیغ نزنید بچهها.
دیشب در خستهترین حالتِ ممکن از موکب برگشتیم دفتر. یه نگاه انداختم به کوله پشتیم و دیدم این آویز بهش وصله. گویا وقتی داشتم میرفتم سمت ماشین دخترخوشگله قایمکی هدیهشو وصل کرده به کولهم. وقتی دیدمش با چشمای نیمهباز اینقدر ذوقزده شدم که اگر مراعات ساعت رو نمیکردم قطعاً خودمرو با جیغ تخلیه کرده بودم. ممنونم ازت. خیلی برام باارزش بود.
من دارم رسانهی هیئت شمارو دست میگیرم یا امام حسین(ع). طبعاً نمیتونم از سخنرانی فیض ببرم و نمیتونم اونجور که باید توی روضههاتون اشک بریزم ..
خودتون ثوابش رو بدید ..
این معاملهی من و شما تو این محرم و صفر صفای دلِ من ..
«منِفیالحال»
• ما معتقدیم واسه روضهی پسرِ فاطمه(س) خرج نکنیم، واسه کی خرج کنیم؟ و سپس معتقدیم بهترینهای جهان ر
سلام رفقا. بابت واریزیهاتون نمیدونم چطوری تشکر کنم. البته نیازی به تشکر من نیست. شما با کسِ دیگری معامله کردید و خوشا به حالتون ..
امیدوارم هرچه خواستید از امام حسین(ع) که به صلاحتونه بشه بچهها. گزارشهای خرید فرشهای مجلس روضه و خیمهی عظیمی که به کمک شماها خریداری شده رو بعد از تدوین حتماً توی روزهای آینده میفرستم.