eitaa logo
من!
305 دنبال‌کننده
22 عکس
26 ویدیو
0 فایل
هرچه شود نمیشود!
مشاهده در ایتا
دانلود
هیچوقت فکر نمیکردم روزی انقدر بغض کنم که بخاطر بغض روسری ام را به دهانم بگیرم مبادا به اشک تبدیل شود.. اشتیاقم.. خوابم خوراکم در زندگی فقط یک کلمه شد.. و اون یک کلمه چیزی دست نیافتنی شده است! تمام عمر و زندگی و اشتیاقت برای ادامه بشود کلمه ای که دست نیافتنی است! دست نیافتنی.. مثل بدست اوردن نوش دارو برای سهراب و تلاش رستم برای گرفتنش.. همونقدر دست نیافتنی همونقدر دشوار باید قبول کرد یه سری چیزارو سخته ولی شدنیه نفسام بالا پایین و تقریبا با لرز و هق هقه ارومه.. باید کنترلش کنم.. باید بتونم کنترلش کنم کاش هیچوقت تو جنون غرق نمیشدم.. کاش هیچوقت اینشکلی امتحان نمیشدم توسط خدا.. دستم روی پنجره بود.. مثل انسان های تشنه فقط نفس میکشیدم هوا رو.. انگار که میخواستم هوای شهر رو بکشم درون ریه هایم.. جوری که نشون بدم این هوا همش ماله منه.. هوای این شهر رو اونم نفس کشیده.. همش ماله منه.. به تک تک ادمهای شهر حسادت میکردم به انسان هایی که در خانه هایی با پنجره روشن زندگی میکردن حسادت میکردم انگار داشتم فریاد میزدم بیا جامونو عوض کنیم.. منم میخوام زندگی کنم تو این شهر توروخدا.. توروخدا بزارید منم زندگی کنم اینجا اما . . همین که یاداوری میشد همه چیز خیال خامه درونم به پیچش می افتاد انگار کسی با پنجه بوکس به جون دل و سینه ام افتاده بود و میکوبید.. من دائم سعی میکنم به خودم بفهمانم که تمامش کنم حداقل بخاطرش دیگه گریه نکنم ولی انگار نمیخواد وجودم بپذیره اینو که نشدن راحته نشدن.. این زندگی چرا باهام هیچ مدلی راه نمیاد؟ .. ″نوشته های من″
من!
1:29
من!
2:02
ادم وقتی سلامتیش رو از دست میده تازه قدر سلامتیشو میفهمه.. آقا جدن فایت
دینگ دانگ..پایان تابستون!