مَنِ اَحمَق
فکت : همه تصمیمات رو مغز ده ثانیه قبل از اینکه ما خبردار بشیم همچین موضوعی وجود داره میگیره:/
فکت :
برای فهمیدن اینکه در حال رویا دیدن هستید یا نه ، دنبال ساعت بگیردید
ساعت ها هیچوقت در رویا ها ظاهر نمیشوند.
پسرا وقتی گریه میکنن بقدری مظلوم میشن ادم دوست داره بگه هر کاری بگی میکنم فقط گریه نکن:)))
با عقاید بچه هاتون مخالفید، از دوستاشون بدتون میاد، سبک موسیقی مورد علاقشون رو مسخره میکنید و میگید این چرت و پرتا چیه گوش میدی، با حرفاشون حال نمیکنید، از طرز پوششون خوشتون نمیاد، نظر مشترکی باهاشون ندارید، دم به دقیقه چکشون میکنید، هر مشکلی که دارن رو به گوشیشون ربط میدید، آرزوهاشونو ازشون میگیرید و بازم میگید: “چرا از اتاقت نمیای بیرون پیش ما؟”
_دیاکو
دلم میخواد یه پلاکارد بگیرم دستم که روش نوشته: “من با يه نخ خيلى نازک به اين دنيا وصلم با من مدارا کنید. من غرق استرسم، کوچیک ترین موضوعات باعث میشه ساعت ها بهش فکر کنم و اعصابم خورد شه، من غرق غم، اظطراب، احساس سختی و فشار، ناراحتی، بیحوصلگی، اورثینک، و بی اعتمادی هستم، من پر از احساس ناکافی بودن و خوب نبودن هستم، و در عین حال تلاش میكنم كه اين نخ نازک بريده نشه و شرایط رو هندل کنم. آدم باشید لطفاً.”
تو با من،
تو در من،
هر لحظه شروع میشوی،
نه قبل من
نه بعد من
تو اکنون منی.
«خسرو شکیبایی»
به مردم نگاه کن، شهر بازی میرن و پول زیادی رو خرج می کنن تا با چنگک یه عروسک گنده مسخره رو از جعبه شیشه ای بیرون بیارن، در حالیکه اون چنگک طوری ساخته شده که نتونه عروسک اصل کاری رو بیرون بیاره.
این قاعده ی خیلی از بازی هاست! آدم ها باید تا مرز برنده شدن پیش برن، اما کسی نباید برنده نهایی بشه. نباید حس ماجراجویی آدم ها رو از بین برد، آدم ها همیشه دوست دارن که بازی کنن.
واسه همینه که بعضی از نویسنده ها پایان داستان شون رو نمی نویسن، شعبده بازها راز جادوهاشون رو به کسی نمی گن و خیلی از آدم ها به همدیگه احساس شون رو بیان نمی کنن، چون می ترسن که بازی تموم شه.
وقتی آدم ها می فهمن که چی تو سرت و قلبت می گذره دیگه دلیلی واسه بازی کردن و موندن نمی بینن...
تنها کسانی که می مونن، وفادارها هستن...
_روزبه معین