یه بلیط بدون برگشت بهم بدین.
یه جاده ی ناتموم نشونم بدین.
یه حال خوب تو بغلم بذارین.
یه حسِ عشقِ واقعی به قلبم تزریق کنید.
یه ستاره تو آسمونِ تاریکم پیدا کنید.
ماهو برام نقاشی کنید،با کلی آدم حسابی آشنام کنین و دورمو پرِ رفیق واقعی کنید،اصلا مثل احمقا دور خودتون بچرخید و باهام برقصید،دیگه خسته ام از زنده بودن و زندگی نکردن.
ای سرزمین!
کدام فرزند ها ، در کدام نسل،
تو رو آزاد ، آباد و سربلند،
با چشمان باور خود خواهند دید؟
«محمود دولت آبادی»
چند سال خاص و متفاوت بودن مد بود، الان نوبت درونگراییه، ما گشادا هم وایمیستیم ایشالا نوبت ما هم میرسه.
دیدی بعضی وقتا دوس داری کار و درس و خانواده و دوستات و همه رو بذاری کنار، گوشیتو خاموش کنی، ۴۸ ساعت بری جایی که هیچکس حتی یادش نیاد تو کی بودی و کجا رفتی؟!
همون حس.
چنل مَنِ اَحمَق همسایه میپذرید🤝
چنانچه تمایل دارید همسایه بمونید یا همسایه بشید این پیامو فور کنین:/
کاش میشد یه سر به اینده بزنیم ، اگه اونی نیس که ما میخایم انقد الان واسش خودمونو پاره نکنیم:/
ممکنه روز خیلی خوبی رو گذرونده باشم ولی بازم آخر شب وقتی میخوام بخوابم، دلم میخواد دیگه صبح بیدار نشم.
ما:
آزمون سمپاد-> دیپلم-> کنکور-> کنکور ارشد-> تافل و جی آرای-> ویزا-> دفاع ارشد-> خروج ازمرز-> عبور از مرزدوم-> دفاع دکتری-> اجازه کارموقت-> درخواست اقامت-> درخواست شغل-> آغازشغل-> تغییرقانون اقامت-> استرس-> هزار و یک مشکل کوچیک و بزرگ-> دریافت اقامت ده ساله… آغاز دهه چهارم.
اونا:
زندگی-> یه کم درس-> شغل-> شروع دهه دوم.