یک شب
در عمیق ترین نقطه ی
آبراه عشق
قایقی سرگردان بودم
مهمان ماه و دریا...
دریا زیبایی اش را
می کشد به رخ
من گشتهدبی قرار
جای یک نفر خالیست
تا همنشینِ
یک عاشقِ دیوانه
در مسیری که
نمیدانم در وطنم است
یا خارج از مرزهایش...
هدایت شده از چـــٰاوان .
عید قربان آمد و عیدم شده چشمان تو
عید به قربان نگاهت جان من قربان تو : ")