eitaa logo
منو درسام
211 دنبال‌کننده
13.9هزار عکس
83 ویدیو
0 فایل
هدف ما این است که بجوییم حقیقت را بگوئیم حقیقت را و بیاییم حقیقت را و در این راه خواهیم پرسید همیشه ارتباط با ادمین @yavarnajm
مشاهده در ایتا
دانلود
✨ بسم الله الرحمن الرحیم الهی ... 🌔 هر بامدادت؛ رودخانه حیات جاری می شود ... زلال و پاک ... چون خورشید ☀️ به لطف و مرحمت مهربان و گرم وخالصمان ساز 🌻 به امید سلامت همه انسان ها سلاااام 🍃 الهی به امیدتو 💖 🔴 کانال منو درسام  👇👇👇 سروش @s_mano_darsam ایتا @manodarsam
🔵 حدیث دل 🌸🍃🌸🍃🌸 🍃🌸🍃🌸 🌸🍃🌸 🍃🌸 🌸 🤍✨السلام علیک یا اباصالح مهدی 💚✨ جمعه یعنی روی مه سیمای تو 🤍✨حس خوب عاشقی هم پای تو 💚✨ جمعه ها دل را هوایی می کند 🤍✨ یاد ناز چشمت و آوای تو 💚✨روز جمعه بر نمیخیزم به جز 🤍✨ از برای خنده ی لب های تو 💚✨ چشم از این دنیا ببندم تا دمی 🤍✨ هم نفس با من شود رویای تو 💚✨ جمعه یعنی دل ز دنیا شستن و 🤍✨جان گرفتن در رخ زیبای تو 💚✨الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج السلام‌علیڪ‌یابقیه‌الله🕊 🌸 🍃🌸 🌸🍃🌸 🍃🌸🍃🌸 🌸🍃🌸🍃🌸 🔴 کانال منو درسام  👇👇👇 سروش @s_mano_darsam ایتا @manodarsam
✍ رمان زیبای ✈️ نویسنده: با ما همراه باشید هرگونه کپی برداری از رمان حرام و تضییع حق الناس است و نویسنده به هیچ عنوان رضایت ندارند 🔴 کانال منو درسام  سروش @s_mano_darsam ایتا @manodarsam
🔵 داستان نویسنده: ✈️ آخرین آرزو (قسمت ۱۵) این سوال ذهن تورج رو به گذشته های دور برد جایی حوالی سال 1342 در شهر کرمان. او که سکوت فراگیر حاکم بر زندگیش خسته و افسرده ش کرده بود و دلش برای صحبت کردن و خاطره گویی با یه آشنا له له می زد، ناگفته های زیاد درونش یه دفه مثل آتشفشان بیش فعال به جوشش افتاد و شروع به صحبت کرد : من و ایرج با کلی بدبختی و مشکل تونستیم دیپلم بگیریم. اون زمان دیپلم گرفتن خیلی سخت بود. ایرانیها یه چیزی میگن که یادم رفته ... نرگس حرفشو قطع کرد و سریع گفت: شکستن شاخ غول بود! تورج لبخندی زد و آهی کشید و ادامه داد: آره همین بود. اون وقت ها فقط آدمهایی که وضع مالیشون خوب بود و مشکلی نداشتن موفق میشدن دیپلم بگیرن یا حتی درس بخونن. پدر ما فوت کرده بود و مجبور بودیم هزینه زندگی رو خودمون تأمین کنیم. یادمه هر دو دستفروشی می کردیم و خوراکی، پشمک، باقالی، لبو و از این چیزا می فروختیم. و بالاخره هر دو موفق شدیم دیپلم بگیریم. مادرم خیلی بهمون افتخار میکرد و منتظر بود در یه اداره دولتی استخدام بشیم و خانواده رو نجات بدیم. اما من اینو نمی خواستم. من دنبال رویاهام بودم. می خواستم به جایی برم که از اون وضعیت اسفبار و پر از نکبت نجات پیدا کنم. دنبال پیشرفت بودم. دنبال آزادی، رفاه، تکنولوژی و یه زندگی کاملاً مدرن. همون چیزی که در فیلم های آمریکایی دیده بودم. نرگس با چشمای گرد شده و ابروهای بالا رفته پرسید: وضع اسفبار!؟ یعنی اگر سر کاری با حقوق ثابت میرفتین مشکلتون حل نمیشد؟! تورج گفت نه عزیزم. مشکل ریشه ای بود. در کشور نه امکانات مناسبی بود، نه تکنولوژی، نه امکانات بهداشتی و درمانی و پزشکی مناسب، نه حتی جای تفریحی خوب. بیشتر امکانات تفریحی چند تا مشروب فروشی و کاباره بود که معمولاً یه عده هرزه و بیکار توش ول می چرخیدن. منظورم از تفریح پارک های زیبا، تفریح های هیجانی و شهربازی، استخرهای مجهز، امکانات ورزشی خوب و از این چیزا. مهدی رو مبل کمی جابه جا شد و پرسید: چطوری به اینجا آمدین؟ تورج تلویزیون را خاموش کرد و گفت: در مدرسه دانش آموز ممتازی بودم به همین دلیل تمام امیدم گرفتن بورس تحصیلی بود. اما یه آدم فقیر و بی کس و کار مثل من که هیچ آشنایی در حکومت نداشت خیلی امکان نداشت بتونه بورس بگیره. سال آخر مدرسه با پسر یکی از سرهنگ های عالی رتبه و بانفوذ ارتش به اسم داریوش دوست شدم و سعی کردم از طریق اون کاری بکنم. اون پسره واقعاً تنبل و درس نخون بود و من هر سه ثلث کمکش کردم نمره قبولی بگیره. پدرش در بین مقامات شهر نفوذ خوبی داشت. یادم میاد بچه ها میگفتن چون قراره از بچه ها جاسوسی کنه فرستادنش مدرسه معمولی. ولی این چیزا برای من اهمیتی نداشت من فقط بورس می خواستم و اون تنها راه من بود. انصافاً داریوش با همه قلدری هایی که در مدرسه داشت در عوض کاری که براش کردم به قولش وفا کرد و یک سال بعد از گرفتن دیپلم بورس رو به دست آوردم. ادامه دارد ...... 🔴 کانال منو درسام سروش 👇👇 @s_mano_darsam ایتا 👇👇 ‌@manodarsam
🔵 روایت 🔅 علیه‌السلام می فرماید : ✍️ اَلغَضَبُ عَلى مَن تَملِكُ لُؤمٌ؛ 💠 بر زيردستان خشمگين شدن نشانه پَستى است. 📚 منبع: بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۷۰، ح۴  🔴 کانال منو درسام  👇👇👇 سروش @s_mano_darsam ایتا @manodarsam
🔵 حدیث دل ✍️ با خدا باش 🔹می‌خواستم خدا را نوازش کنم، ندا رسید؛ کودک یتیم را نوازش کن. 🔸خواستم دستان خدا را بگیرم، ندا آمد؛ دستان افتاده‌ای را بگیر. 🔹خواستم چهره خداوند را ببینم، ندا آمد؛ به صورت مادرت بنگر. 🔸خواستم رنگ خدا را ببینم، ندا آمد؛ بی‌رنگی عارفان را بنگر. 🔹خواستم دست خدا را ببوسم، ندا آمد؛ دست کارگری را که درست کار می‌کند ببوس. 🔸خواستم به خانه خدا بروم، ندا آمد؛ قلب انسان مومن را زیارت کن. 🔹خواستم نور الهی را مشاهده کنم، ندا آمد؛ از پرخوری و شکم سیر فاصله‌ بگیر. 🔸خواستم صبر خدا را ببینم، ندا آمد؛ بر زخم‌زبان بندگان صبر کن. 🔹خواستم خدا را یاد کنم، ندا آمد؛ ارحام و خویشانت را یاد کن. 🔸خواستم که دیگر نخواهم، ندا آمد؛ امورت را به او واگذار کن و برو. 🔴 کانال منو درسام  👇👇👇 سروش @s_mano_darsam ایتا @manodarsam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨ بسم الله الرحمن الرحیم الهی ... 🌔 هر بامدادت؛ رودخانه حیات جاری می شود ... زلال و پاک ... چون خورشید ☀️ به لطف و مرحمت مهربان و گرم وخالصمان ساز 🌻 به امید سلامت همه انسان ها سلاااام 🍃 الهی به امیدتو 💖 🔴 کانال منو درسام  👇👇👇 سروش @s_mano_darsam ایتا @manodarsam
⭕️ اما مردم ایران همیشه ثابت کردند: امان رضا جان است شاه مردم ایران، رضاپالونی مفنگی نه ...😊 🔴 کانال منو درسام  👇👇👇 سروش @s_mano_darsam ایتا @manodarsam
⭕️‏ مدرسه ای که رئیسی چند روز پیش در خرماکلا افتتاح کرد مجهزترین مدرسه روستایی کشوره! فضایی برای آموزش دامداری ، مرغداری و گلخانه و نگهداری گل های تزیینی داره که دانش آموزا علاوه بر تحصیل یاد میگیرن چطور اشتغالزایی و کارآفرینی بکنن👌 به خودتحقیرای بدبخت بگید اینجا سوئیسه بلکه یه کم ذوق کنن! 😎 🔴 کانال منو درسام  👇👇👇 سروش @s_mano_darsam ایتا @manodarsam
⭕️ باز هم سیل، باز هم خانه در گِل... 🔻✌️باز هم روحانی، باز هم بسیجی، باز هم سپاهی، باز هم ارتشی، باز هم انتظامی و باز هم هیچ خبری تاکید میشود هیچ خبری از براندازان و سلطنت پرستان و غربگدایان دهان گشاد و ول گو نیست .... 📌🤲 باز هم مردمی درمانده؛ که اینبار باید به عشق امام رئوف، به دادشان رسید ... 🔴 کانال منو درسام  👇👇👇 سروش @s_mano_darsam ایتا @manodarsam